پنجشنبه 5 آبان1384
یه سلام از یه دوست
سیا جان سلام والا باعث رو سیاهیمه که چیزی نداشتم واست بنویسم ولی اینو نوشتم که نگی علی بد بود
ali_kalepaz
نوشته شده توسط رامین در 10:53 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه 3 آبان1384
علی آقا پسر داییم
با سلام خدمت همگی.
این کوچولو رو که میبینید، پسر دایی منه اسمشم علی است.
ما دوتا به قدری با هم دوستیم که من هر جا میرم علی رو هم می برم.
یادم میاد یه روز سوار موتورم بودم علی رو هم سوار کردم راستش رو بخاید با گریه،خلاصه بعد از کلی چرخ زدن (زاغ زدن دخترا)هواسم رفت پیش علی دیدم تا سوار موتور خوابش برده.
شب خوبی بود علی پا قدم خوبی داشت . خب من از طرف شما اون رو میبوسم .
با امید موفقییت خدا نگهدار.
نوشته شده توسط رامین در 11:43 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب


