تبليغاتX
نسل جوون
یکشنبه 25 دی1384
پرسپولیس
بايرن مونيخ آلمان در ديداری دوستانه در ورزشگاه آزادی تهران، موفق شد پرسپوليس تهران را با نتيجه دو بر يک شکست دهد.

هر سه گل در نيمه اول اين ديدار رد و بدل شد. ابتدا اين ميزبان بود که حريف مقتدر خود را غافلگير کرد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رامین در 3:5 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 25 دی1384
بروبچه های کلاس
نوشته شده توسط رامین در 2:38 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 25 دی1384
پول زور وده...........
نوشته شده توسط رامین در 2:28 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 25 دی1384
برره............
امان از دست این برره ای ها!!!!

پخش برنامه سه‌شنبه شب «شب‌هاي برره» كه به ارزيابي دو سال عملكرد ديپلماسي هسته‌اي جمهوري اسلامي پرداخته بود، با واكنش و استقبال گسترده افكار عمومي روبه‌رو شده است.



در برنامه شب گذشته «شب‌هاي برره» ساخت يك كارخانه توليد كنسرو نخود به عنوان تمثيلي از نيروگاه اتمي بوشهر به كار گرفته شده بود و با مخالفت و دخالت‌هاي يك قدرت بانفوذ (كنايه از آمريكا و اروپا) و بخشداري مركز، كه به عنوان نماد آژانس بين‌المللي انرژي اتمي معرفي شده بود، مجوز ساخت اين كارخانه را در برره صادر نمي‌كرد.

بخشداري مركز با توسل به بهانه‌هايي همچون ناامني بر اثر خشونت «كيوون»، نقض حقوق بشر «كيوون» در زندان‌هاي برره، امنيت برره براي خلافكاران و مجرمان مشهور كه اشاره به طرح پرونده نقض دمكراسي، نقض حقوق بشر و تروريسم عليه جمهوري اسلامي از سوي كشورهاي غربي دارد، همچنان با ساخت كارخانه بررره مخالفت مي‌كند.

در اين برنامه همچنين مسائلي چون مصاحبه‌هاي مطبوعاتي زندانيان و اظهارات ضدونقيض آنان از داخل زندان نيز به طنز كشيده شده است.

در ادامه اين طنز تلويزيوني، كيانوش (سيامك انصاري) و شيرفرهاد (مهران مديري) كه تيم مذاكره‌كننده با بخشداري مركز را تشكيل مي‌دهند، با دادن باج به بخشدار مركز (كنايه از آژانس)، مجوز ساخت كارخانه را دريافت مي‌كنند، اما بخشدار مركز اظهار مي‌كند، بنا بر فشار قدرت بانفوذ (اشاره به آمريكا و اروپا) بخشي از فراوري نخود بايد توسط اين قدرت انجام شود.

مذاكره‌كنندگان نيز براي جلوگيري از اطلاع افكار عمومي برره از عدم موفقيت كامل آنان، فراوري نخود در خارج از برره را به شكلي غيرمستقيم مطرح كرده و كسب مجوز ساخت كارخانه را يك موفقيت بزرگ ارزيابي مي‌كنند.

سكانس پاياني اين بخش از طنز تلويزيوني به استثمار برره توسط قدرت‌هاي بانفوذ اختصاص دارد كه صد درصد ارزش فعاليت آنان را به عنوان حق فراوري دريافت كرده و مذاكره‌كنندگان نيز اظهار بي‌اطلاعي مي‌كنند.

به طنز كشيدن موضوع جنجالي پرونده هسته‌اي و نگاه اقتصادي به عملكرد مسئولان،‌ گامي بزرگ در ورود مستقل رسانه ملي به مباحث كلان جامعه به شمار مي‌رود.

پيش از اين نيز شبكه پنجم سيما به مديريت اصغر پورمحمدي، در مجموعه «جستجو در شهر»، موضوع قتل‌هاي زنجيره‌اي، گروه‌هاي خودسر و خشونت‌طلب جامعه و... را به تصوير كشيده بود. در مجموعه طنز سياسي «كاكتوس» هم كه از شبكه اول سيما پخش شد، نگاه اقتصادي به سياست در زبان طنز ارائه شده بود.

مهران مديري نيز با اختصاص قسمتي از سريال «نقطه‌چين» به تحصن نمايندگان مجلس ششم و هجو اين اقدام، انتقادات زيادي برانگيخت، اما برنامه سه‌شنبه‌شب «شب‌هاي برره» نشان داد كه همكاران وي در ورود به حوزه فراجناحي سياست خارجي نيز به مهارت‌هاي چشمگيري دست يافته‌اند.

منبع: بازتاب نیوز

نوشته شده توسط رامین در 2:13 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 25 دی1384
اینم کنسرت زیبای معین به همراه اجرای آهنگهایه جدیدش

www.pmcmusic.blogfa.com

Moein Concert 1 MPEG

Moein Concert 2 MPEG

Moein Concert 3 MPEG

Moein Concert 4 MPEG

Moein Concert 5 MPEG

Moein Concert 6 MPEG

Moein Concert 7 MPEG

نوشته شده توسط رامین در 12:1 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه 24 دی1384
عشق..........
عشق از ديد حاج آقا: استغفرالله باز از اين حرفهاي بي ناموسي زد
(جمله عاشقانه: خداوند همه جوانها را به راه راست هدايت كند)
 
عشق از ديد دختر حاج آقا: آه ... خداي من يعني ميشه بدون اينكه بابام بفهمه من عاشق بشم
(جمله عاشقانه: ندارد)
 
عشق از ديد بقال سر كوچه: والا دوره ما عشق مشغ نبود ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو واسه ما گرفت.
(جمله عاشقانه:سكينه شام چي داريم...)
 
عشق از ديد اصغر كاردي(در زندان): مرامتو عشقه، عشقي.
(جمله عاشقانه: چاقو خوردتيم لوتي...) 
 


عشق از ديد مادر بزرگم: اين حرفاي بد و نزن، راستي اين دختر اقدس خانوم خيلي دختر خانم و با كمالاتيه ، تازه تحصيل كرده هم است......
(جمله عاشقانه: بريم خواستگاري...)
 
عشق از ديد.......(خودتون الان ميفهميد از ديد كي): عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينه عمل كردن دماغمو نمي پردازي........، واسه ناهار بريم سورنتو، سالي با دوستش هم قراره بياد، دوست سالي واسش يه ماتيز (به قول بعضي ها دوو منگل) گرفته تو حتي حاضر نيستي واسه من كه اين همه دوست دارم حتي يه پرايد بخري.
(جمله عاشقانه: عزيزم گوشي سوني ميخوام و...راستي دوستت هم دارم)
 
عشق از ديد كسي كه بار اوله كه عاشق ميشه: عزيزم باور كن بدون تو حتي يه لحظه هم نميتونم زندگي كنم، تو واسم همه دنيا هستي...
(جمله عاشقانه: فدات شم عزيزم خيلي خيلي دوست دارم)
 
عشق از ديد كسي كه بار اولش نيست: عزيزم خيلي دوست دارم، باور كن به خاطر تو شب ها با پاي برهنه ميخوابم.
(جمله عاشقانه: آه عزيزم ديرم شده بايد برم)
 
عشق از ديد يك راننده: راديات (رادياتور) عشق من از برايت جوش آمده، باور نداري بر آمپرم بنگر (با لهجه شوفري بخونيد)
(جمله عاشقانه: عيزم دوست دارم...بو بو بوغ)
 
عشق از ديد بعضي ها: آه خدا يعني ميشه بياد خواستگاريم.....
(جمله عاشقانه: يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت ميكنم بياد خواستگاريم)
 
عشق از ديد اراذل و اوباش: عشق مشغ سيخي چند، برو بچه سوسول دلت خوشه.
 
عشق از ديد يك مهندس الكترونيك: عشق همان دوست داشتن است وقتي در Av open loop ضرب ميشود، البته دراين ناحيه انسان به صورت غير خطي عمل ميكند.
(جمله عاشقانه: عزيزم تو منو در وسط منحني مشخصه باياس كردي)

عشق از ديد بابام: آخه پسر عشق واست نون و آب ميشه.....حالا بگو ببينم پدرش چيكاره است؟
(جمله عاشقانه: برو با دختر حاج آقا ازدواج كن)

عشق از ديد يك هنرمند: عشق يعني تبلور احساسات پاك انسان به سبك پست مدرنيسم.
(جمله عاشقانه: عزيزم صداي تو همچون گام سل مينور برايم آرامش بخش است)
 
عشق از ديد مادرها: وا مگه تو امسال كنكور نداري، عشق واسه بعد...مگه تو امسال فلان نداري، عشق واسه بعد...مگه تو امسال کنکور نداري عشق واسه بعد...
(جمله عاشقانه: جملات عاشقانه اي هنوز بيان نشده )
 
عشق از ديد كسي كه در عشق شكست خورده: عشق يعني كشك.
(جمله عاشقانه: برو كشكتو بساب)  

نوشته شده توسط رامین در 10:26 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 23 دی1384
دریا و مرد
دریا و مرد
تنها ، و روی ساحل،
مردی به راه می گذرد.
نزدیک پای او
دریا، همه صدا.
شب، گیج در تلاطم امواج.
باد هراس پیکر
رو می کند به ساحل و در چشم های مرد
نقش خاطر را پر رنگ می کند.
انگار
هی میزند که :مرد! کجا می روی ، کجا؟
و مرد می رود به ره خویش.
و باد سرگران
هی میزند دوباره: کجا می روی ؟
و مرد می رود.
و باد همچنان...

امواج ، بی امان،
از راه میرسند
لبریز از غرور تهاجم.
موجی پر از نهیب
ره می کشد به ساحل و می بلعد
یک سایه را که برده شب از پیکرش شکیب.

دریا، همه صدا.
شب، گیج در تلاطم امواج.
باد هراس پیکر
رو می کند به ساحل و ...


سهراب سپهری
نوشته شده توسط رامین در 6:12 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 23 دی1384
نرگس.........
نرگس

«کیمیاگر»، کتابی را که یکی از کارونیان به همراه آورده بود، به دست گرفت. کتاب جلد نداشت، با اینهمه توانست نام نویسنده را دریابد: اسکار وایلد. در حالی که کتاب راورق می زد به داستانی برخورد که درباره «نرگس» بود.
کیمیاگر افسانه نرگس را می شناخت، دختر جوان و زیبایی که هر روز به کنار دریاچه می رفت تا زیبایی خویش را در آب تماشا کند. او آنچنان مجذوب تصویر خویش می شد که روزی به آب افتاد و در دریاچه غرق شد.
در مکانی که به آب افتاده بود، گلی رویید که آن را نرگس نامیدند.
اما اسکار وایلد داستان را به این شیوه تمام نکرده بود.
او نوشته بود که پس از مرگ نرگس، پریان جنگل به کنار دریاچه آب شیرین آمدند و آن را لبالب از اشکهای شور یافتند.
پریان پرسیدند: چرا گریه می کنی؟
دریاچه جواب داد: من برای نرگس گریه می کنم.
پریان گفتند:هیچ جای تعجب نیست، چون هر چند که ما پیوسته در بیشه ها به دنبال او بودیم تنها تو بودی که می توانستی از نزدیک زیبایی او را تماشا کنی.
آنگاه دریاچه پرسید: مگر نرگس زیبا بود؟
پریان شگفت زده پرسیدند: چه کسی بهتر از این را میداند؟ او هر روز در ساحل تو می نشست و به روی تو خم می شد!
دریاچه لحظه ای ساکت ماند و سپس گفت: من برای نرگس گریه می کنم، اما هرگز متوجه زیبایی او نشده بودم. من برای نرگس گریه می کنم زیرا هر بار که به روی من خم می شد، می توانستم در ژرفای چشمانش بازتاب زیبایی خویش را ببینم.
کیمیاگر گفت:چه داستان قشنگی.

نوشته شده توسط رامین در 6:10 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 23 دی1384
چگونه با کلاس شویم
چگونه با کلاس شویم

نوشته شده توسط رامین در 6:1 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب