جمعه 18 فروردین1385
اخبار
-
- ۶۰درصد مبتلایان به ایدز در ایران معتاد تزریقی هستند. ادامه مطلب ...
-
- دومین مرکز ساماندهی معتادان خیابانی درمنطقه آزادی افتتاح میشود. ادامه مطلب...
-
- انجام جديدترين روش جراحي پاركينسون براي اولين بار در ايران. ادامه مطلب...
-
- يك روانشناس: اكثر والدين از بردن كودكانشان نزد رواندرمانگر خودداري مي كنند. ادامه مطلب...
نوشته شده توسط رامین در 3:7 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 18 فروردین1385
عشق

وقتی که درایوان دلتنگی هایت می نشینی وقتی که در پشت یک
پنجره بارانی , بی هوا شاعر می شوی کسی هست که می شود به
او پناه برد.کسی که در شب می توان دلتنگی ها را با او قسمت کرد
نگاهت را از سنگفرش های خیس و سرد کوچه های باران زده
جدا کن. می توان از تاریکی ها گذشت. می توان خود را در
کوچه های سبز باور دوباره یافت.یک نفر هست, شب دلتنگیت
را با او قسمت كن
تنها با من
عشق
چه اتفاق قشنگی است عشق
دلم تو را عاشقانه میخواهد
اگر دورم زدیدارت دلیل بی وفایی نیست
وفا ان است که نامت را همیشه بر زبان دارم
نوشته شده توسط رامین در 3:6 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 18 فروردین1385
جوک
-
جوك
سير و پياز دعوا مي کنن، سير به پياز مي گه : برو گم شو ، بوي بدي داري.
-
پياز و سير با هم دعوا مي کنن، سير به پياز
مي گه: حيف که سيرم و الا مي خوردمت -
.
-
مورچه هه به تنهايي ۲ تا گندم ور مي داره، ديسک کمر مي گيره
-
.
-
مي خواستن کچلي را ترور کنن، تو سشوارش بمب کار مي ذارن و به شامپوش مواد شيميايي مي
-
ريزن
-
-
سوسکه مست مي کنه و مي ره جلوي دم پايي و مي گه: بزن، ده بزن ديگه لعنتي
-
!!!
-
-
مردي مي ره لامپ مهتابي بخره، داخل دکوني مي شه ولي چون نمي دونست چي بگه، مي گه: ببخشين حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدين !!!
-
-
اگه حيوونا قرار بود شغلي انتخاب کنن، حتما وال ملوان، گورخر زنداني، لک لک شالي کار، دارکوب نجار، زنبورعسل قناد، بلبل خواننده، کرم ابريشم بافنده، ميمون بندباز و کبوتر پستچي مي شدند.
-
-
طرف مي ره و در يخچال رو باز مي کنه و مي بينه: ژله هه داره مثل بيد مي لرزه، بهش مي گه: نترس ميخوام پنير بخورم.
-
-
تو سر يه ترکه کاغذ مي خوره در جا مي ميره ، کاغذ رو بار مي کنند مي بينند توش نوشته شده آجر
-
-
زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نميبيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درميآورم!
-
مرد: قسم ميخوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم
-
!
-
-
ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نميدي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم!
-
-
احمق كسي است كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشد. مطمئني؟ صددرصد
نوشته شده توسط رامین در 3:4 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 18 فروردین1385
وزن

دلم به وزن آفرينش گرفته است ... حديث جدايي يا نزديكي نيست ... ! قدر يكديگر را نمي دانيم ... در دنيايي كوچك هر يك به اندازه قلب خويش گرفتاريم ... « از هيچ كس نمي پرسند چه هنگام مي تواند خدانگهدار بگويد ... از عادات انسانيش نمي پرسند ... از خويشتنش نمي پرسند ... » كاشكي مثل روزهاي عيد هر روزمان را .. هر لحظه مان را لبريز از عشق قناعت گونه صرف مي كرديم ... و بين دلهايمان اين همه گله ديوار نشده بود ... كاشكي روزهاي واپسين عاشقي فرصتهاي غنيمتمان بود ... يكديگر را مي فريبيم .. دل خويش را يك بار هم كه دريايي مي كنيم طوفاني ميشود ! مي خورد به صخره ها مي تازد... ويران مي كند ... چرا ما ياد نگرفته ايم قانون وفاداري را .... چرا سخت شده است گذشت و گذشتن و دوست داشتن و دوست داشته شدن بي شائبه ... بي محابا ... بي پروا ... دلم گرفته است به وزن آفرينش
نوشته شده توسط رامین در 2:58 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 18 فروردین1385
گل
سلام عرض می کنم خدمت همه ی بچه ها
واسه من گل نفرست دیگه دوست ندارم
نمی خوام گذشته ها رو باز به خاطر بیارم
می دونی میون ما هر چی بود گذشت و رفت
اون بهار آشنایی خیلی زود گذشت و رفت
دیگه از دوست دارم حرفی نزن
آخه عاشقی نیست میون تو و من
من و تو بنده این ما و منیم
اما عشق یعنی با هم یکی شدن
از دلم می پرسم آیا تو رو می بینم دوباره
می پیچه صدات تو گوشم که با خنده می گی آره
خنده های تو غریب و گریه های تو دروغ
تو چی بودی واسه من یک چراغ بی فروغ
دیگه از دوست دارم حرفی نزن
آخه عاشقی نیست میون تو ومن
من و تو بنده این ما و منیم
اما عشق یعنی با هم یکی شدن
با تشکر رامین
نوشته شده توسط رامین در 2:56 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 18 فروردین1385
امروز
امروز
به گنجینه اسرارم سرزدم ؛ درش را گشودم سرّدیگری درکنج آ ن جا دادم ؛ درش را بستم وبا او به گفتگو نشستم ، بارسنگین دلم سبک شد ، چون مید انم رازم را هرگزفاش نخواهد کرد، از رازم با او گفتم ، لبخندی زد وگفت کلید دلت را گم نکن.
گفتم تا دست توست در اما ن است.
گفت اگر يك روز دلت طوفاني شد خواستي پس بگيري؟
گفتم اعتنا نكن.
گفت اگر التماس و زاري كني؟
گفتم بازكليد دارم تو باش.
گفت اگر از خود بي خود گشتي ، آن وقت چه شود؟
گفتم آنگاه اشكم را با خاك طوفان گل كن ، روح وجسمم زيرآن مدفون كن.
گفت فاني گشتن هم ، خود عالميست!
گفتم اي داد من كيم ، كزهر دو عالم غا فلم .
نوشته شده توسط رامین در 2:54 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 16 فروردین1385
مگس
مگس مزاحم جوانان هم اختراع شد!
یک مخترع انگلیسی دستگاهی اختراع کرده است که باعث دور شدن جوانان از محل نصب آن از طریق سروصداهایی مخصوص میشود؛ کارشناسان معتقدند که این دستگاه سازنده آن را میلیونر خواهد کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل پایگاه اینترنتی داچ ویلز هوارد استاپلتن یک مخترع انگلیسی که پیش از این مشاور امنیتی بوده است دستگاهی اختراع کرده است که صداهایی ناهنجار و اعصاب خردکن ایجاد میکند اما این صداها را فقط افراد زیر 20 سال میشنوند و تقریبا هیچ انسان بالای 30 سالی نمیتوانداین صداها را بشنود.
این دستگاه که «مگس» نامیده شده است صداهایی گوشخراش ایجاد میکند که فرکانس آن به گونه ای تنظیم شده است که گوشهای سالخورده (بالای 30 سال) اصولا نمیتوانند آنرا بشنوند حال آنکه همه زیر 20 سالها دقیقا آن را احساس میکنند.
از این دستگاه برای فراری دادن جوانان از محلهایی استفاده خواهد شد که علی رغم رضایت صاحبان آنها پاتوق جوانان انگلیسی شده است.
کارشناسان پس از آزمایشات اولیه این اختراع ضد جوان که موفقیت آمیز نیز بوده است ابراز نظر کرده اند که احتمالا بسیاری از جوانان فروشگاهها خواهان چنین ابزار جوان فراری ده هستند و مخترع آن یعنی آقای استاپلتن میلیونر خواهد شد.
شایان ذکر است که در مرحله آزمایش این دستگاه در یک فروشگاه در ولز جنوبی جوانانی که از نصب این دستگاه بی خبر بودند ابتدا با انگشتهای فروکرده در گوشهای خود قصد وارد شدن به مغازه و تذکر به صاحب آن را داشتند اما وقتی احساس کردند که کسی غیر از آنان این صدا را نمیشنوند به تعبیر صاحب مغازه: زدند به چاک!
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل پایگاه اینترنتی داچ ویلز هوارد استاپلتن یک مخترع انگلیسی که پیش از این مشاور امنیتی بوده است دستگاهی اختراع کرده است که صداهایی ناهنجار و اعصاب خردکن ایجاد میکند اما این صداها را فقط افراد زیر 20 سال میشنوند و تقریبا هیچ انسان بالای 30 سالی نمیتوانداین صداها را بشنود.
این دستگاه که «مگس» نامیده شده است صداهایی گوشخراش ایجاد میکند که فرکانس آن به گونه ای تنظیم شده است که گوشهای سالخورده (بالای 30 سال) اصولا نمیتوانند آنرا بشنوند حال آنکه همه زیر 20 سالها دقیقا آن را احساس میکنند.
از این دستگاه برای فراری دادن جوانان از محلهایی استفاده خواهد شد که علی رغم رضایت صاحبان آنها پاتوق جوانان انگلیسی شده است.
کارشناسان پس از آزمایشات اولیه این اختراع ضد جوان که موفقیت آمیز نیز بوده است ابراز نظر کرده اند که احتمالا بسیاری از جوانان فروشگاهها خواهان چنین ابزار جوان فراری ده هستند و مخترع آن یعنی آقای استاپلتن میلیونر خواهد شد.
شایان ذکر است که در مرحله آزمایش این دستگاه در یک فروشگاه در ولز جنوبی جوانانی که از نصب این دستگاه بی خبر بودند ابتدا با انگشتهای فروکرده در گوشهای خود قصد وارد شدن به مغازه و تذکر به صاحب آن را داشتند اما وقتی احساس کردند که کسی غیر از آنان این صدا را نمیشنوند به تعبیر صاحب مغازه: زدند به چاک!

نوشته شده توسط رامین در 3:46 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب


