تبليغاتX
نسل جوون
سه شنبه 26 اردیبهشت1385
جان
الهی  نمی دانم جانی یا جان را جانی نه اینی و نه  آنی تو جان را دهی زندگانی
نوشته شده توسط رامین در 11:5 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه 26 اردیبهشت1385
و اما من
نوشته شده توسط رامین در 11:3 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه 26 اردیبهشت1385
سخن
و خداوند فرمود .......

در دستانم دو جعبه دارم كه خدا آنها را به من هديه داده است .
 
او به من گفت :
 
غمهايت را در جعبه سياه و شاديهايت را در جعبه طلايي جمع كن .
 
من نيز چنين كردم و
 
غمهايم را در جعبه سياه ريختم و شاديهايم را در جعبه طلايي !
 
با وجود اينكه جعبه طلايي روز به روز سنگين تر مي شد
 
اما از وزن جعبه سياه كاسته مي شد !
 
در جعبه سياه را باز كردم و با تعجب ديدم كه ته آن سوراخ است !!!
 
جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم : پس غمهاي من كجا هستند ؟!
 
خداوند لبخندي زد و گفت : غمهاي تو اين جا هستند ، نزد من !
 
از او پرسيدم : خدايا ،‌ چرا اين جعبه ها را به من دادي ؟
 
چرا اين جعبه طلايي و اين جعبه ي سياه سوراخ را ؟
 
و خدا فرمود :
 
بنده ي عزيزم ، جعبه ي طلايي مال آنست كه قدر شاديهايت را
 
بداني و جعبه سياه ، تا غمهايت را رها كني !

 
..................................................................................
 
از همه ي عزيزاني كه اين مدت نبودم و فراموشم نكردن و جوياي حالم بودن واقعا ممنونم و از همشون با وجود اينكه مدت زيادي بين فرستنده هاي مطالب نبودم ولي مطالبمو با وقت خوندن سپاسگذاري مي كنم.

 
اگر عمري باقي باشه حتما بازم مطالبي كه قابل استفاده باشه مي فرستم .
 
آرزو مي كنم همه ي دوستان خوب و مهربونم هميشه شاد و موفق باشن

باران
نوشته شده توسط رامین در 11:1 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه 26 اردیبهشت1385
آخرش همون عشقه
با سلام
عبارت زير را تقديم همه عاشقان مي كنم
 
شب را دوست دارام بخاطر سكوتش
سكوت را دوست دارم بخاطر آرامشش
آرامش را دوست دارم بخاطر بودنش در تنهايي
تنهايي را دوست دارم بخاطر بودنش در عشق
و عشق را دوست دارم بخاطر دوست داشتنش
نوشته شده توسط رامین در 10:56 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه 26 اردیبهشت1385
تفکر
بنام عشق
 
 
.تفکر بیرون زدن است
Thinking is going out,
 
.عدم تفکر درون زدن است
Nonthinking is going in.
 
فکر کن، و خواهی دید که
.از خود دورتر و دورتر خواهی شد
think, and you have started moving
away from yourself.
نوشته شده توسط رامین در 10:53 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه 26 اردیبهشت1385
تولد

  داشتم فکر می کردم به صدای تولد
 تولد هر چيزی يک صدای خاص دارد
 تولد يک نوزاد ، تولد يک جوجه اردک , تولد يک جوانه گندم ...
 خاک را شکافتن و دانه در آن نهادن , چقدر برای من لذت بخش است
 دانه را پوشاندن و به انتظار نشستن , چقدر بيشتر برايم لذت بخش است
 خاک سنگ دارد , و خارهای خشک
 و گاهی لانه مورچه های ريز و سياه هم خراب می شود
 و مورچه های هراسان , انگشتان آدم را گاز می گيرند
 اما نفوذ , سرسختی می خواهد
 جای دانه , گرمترين گوشه دل خاک است
 آن جايي که کمی هم رطوبت باران روزهای قبل را دارد
 گاهی دلم می خواهد جای يک دانه باشم ,
 کسی از راه برسد و مرا در گرمترين گوشه دل خاک بکارد
 کسی چه می داند
 شايد جوانه های خجالتی و سبز رنگ دل سرخ من ,
 آن زير ها تقلايي بکنند
 و من ريشه هايم را محکم کنم
 سالهاست که من تشنه جرعه ای آب
 قطره ای نوازش
 و اندکی خواب هستم
 خوابی که سرانگشتان نوازشگر آفتاب , بيدار گر آن باشد
 نه صدای گوشخراش زنگ ساعت شماطه دار ...
 

نوشته شده توسط رامین در 10:51 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه 26 فروردین1385
مادر
مادر

بيچاره مادر ! گفتم : مادر ! گفت : جانم ! گفتم :درد دارم . گفتا :به جانم . گفتم :خسته ام ! گفت :پريشانم . گفتم :کجا بخوابم ؟ گفت :روی چشمانم . گفتم : گرسنه ام ! گفتا: بخور نانم . ........واما يکبار هم نگقتم : هاي های مادر من ! من خوبم . خوشبختم . شادم ..... يکبار هم نگفتم . همه اش از درد گفتم ...... .............همه اش هز رنج گفتم . هی وای مادرم .........ای وای مادرم !

نوشته شده توسط رامین در 12:53 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه 26 فروردین1385
عجایب

خدا به خیر کنه ! این ساعت مجهز است به یک صدای ۹۵ دسی بلی (!!!) و یک نورافکن بسیار قوی و یک صفحه لرزاننده که می توانید آن را در تختتان کار بگذارید.
 

موقع زنگ که بشود راه می افتد ! اول از پاتختی یا قفسه پایین می پرد و بعد می چرخد و فرار می کند. اگر هم بلند شوید و دستگیرش کنید آنقدر می لرزد که نتوانید دگمه خاموش را به راحتی پیدا کنید.
 


صبح تخم می گذارد و تا تخم ها را از زمین جمع نکنید و در دهانش نگذارید، قد قدش را متوقف نمی کند.
 


یک حشره / هلیکوپتر لعنتی بیدار کننده. موقع زنگ زدن از قفس فرار می کند و به پرواز در می آید. باید بلند شوید و با ورجه وورجه مثل یک پشه مزاحم بگیریدش و دوباره در قفسش بگذارید.
 


نارنجک صوتی ! در اصل یک ساعت نیست بلکه یک بیدار کننده است. ضامن را می کشید و پرتش می کنید در اتاق یا تخت کسی که خوابیده و باید بیدار شود. بعد از ده ثانیه صدای بسیار ناهنجاری را شروع می کند که می تواند روی بسیار بلند تنظیم شود. مشکل اصلی اینجاست که برای خاموش کردنش هم طرف حتما باید بلند شود و شما را پیدا کند تا ضامن را دوباره در نارنجک فرو کنید.
 


و اینهم گل سر سبد ساعت های لعنتی. موقع خوابیدن دگمه زنگ زدن برای فردا را فشار می دهید. ساعت بی سر و صدا راه می افتد، از پاتختی پایین می آید و آنقدر راه می رود تا در یک گوشه از اتاق مخفی شود. صبح که شد برای پیدا و خاموش کردن اش باید از تخت بیرون بیایید. هنر ساعت اینجا است که هر روز یک جای جدید و متفاوت با قبل برای مخفی شدن پیدا می کند.
 

 
نوشته شده توسط رامین در 12:48 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه 26 فروردین1385
برره
داستان کار کردن یه برره ای ::

1- کلاس رقص می ذاره...ورشکست می شه
آخه به هر کی می رقصیده شاباش می داده...
 2-می ره توی تلویزیون .... میندازنش بیرون...
آخه وسط اذان پیام بازرگانی می ذاره...

3- تعویض روغنی می زنه...ورشکست می شه
آخه طبقه دوم بوده... 

4- رستوران می زنه..ورشکست می شه
آخه ظهر ها می بسته می رفته ناهار 

5- کتاب فروشی می زنه.... درش رو می بندن...
آخه می نویسه جلد دوم قرآن رسید

 
6- بانک می زنه ........................>؟؟؟؟؟؟
 میندازنش زندون ---دیگه کار نمی کنه..
نوشته شده توسط رامین در 12:47 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 23 فروردین1385
شاباش
با سلام خدمت همه ی بازدیدکنندگان گرامی

منم از طرف خودم پیروزی جوانان ایران

 برای استفاده از انرژی هسته ای رو به

همه ی شما عزیزان تبریک میگم.

نوشته شده توسط رامین در 5:25 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 23 فروردین1385
دانستنی ها
یا میدانید
      -آیا میدانستید که روباه همه چیز را خاکستری رنگ می بیند

     -آیا میدانستید که همه نوزادان میگو نر متولد میشوند و بعد از چند هفته بخشی از نوزادان به ماده   تبدیل میشوند

      -یا میدانستید که تعداد افرادی که در اثر گزندگی زنبور میمیرند بیش از افرادی استند که در اثر مار گزدگی
-سوسكها سريعترين جانوران 6 پا ميباشند. با سرعت يك متر در ثانيه.
 
-خرگوشها و طوطي ها بدون نياز به چرخاندن سر خود قادرند پشت سر خود را ببينند.
-كرگدنها قادرند سريعتر از انسانها بدوند.
 
-هيچ پنگوئني در قطب شمال وجود ندارد.
 
-مادر و همسر گراهام بل مخترع تلفن هر دو ناشنوا بوده اند.
 
-كانادا يك واژه هندي به معني "روستاي بزرگ" ميباشد.
 
-10 درصد وزن بدن انسان (بدون آب) را باكتريها تشكيل ميدهند.
 
-11 درصد جمعيت جهان را چپ دستان تشكيل ميدهند.
 
-از هر 10 نفر، يك نفر در سراسر جهان در جزيره زندگي ميكند.
 
-98 درصد وزن آب از اكسيژن تشكيل يافته است.
 
-يك اسب در طول يك سال 7 برابر وزن بدن خود غذا مصرف ميكند.
 
-رشد دندانهاي سگ آبي هيچگاه متوقف نميگردد.
 
-قلب والها تنها 9 بار در دقيقه ميتپد.
نوشته شده توسط رامین در 11:53 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 18 فروردین1385
اخبار
نوشته شده توسط رامین در 3:7 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 18 فروردین1385
عشق
وقتی که درایوان دلتنگی هایت می نشینی  وقتی که در پشت یک
 
پنجره بارانی , بی هوا شاعر می شوی کسی هست که می شود به
 
او پناه برد.کسی که در شب می توان دلتنگی ها را با او قسمت کرد
 
نگاهت را از سنگفرش های خیس و سرد کوچه های باران زده
 
جدا کن. می توان از تاریکی ها گذشت. می توان  خود  را  در
 
کوچه های سبز باور دوباره یافت.یک نفر هست, شب دلتنگیت
 
را با او قسمت كن
 
تنها با من
 
عشق
چه اتفاق قشنگی است عشق
دلم تو را عاشقانه میخواهد
 
اگر دورم زدیدارت دلیل بی وفایی نیست
وفا ان است که نامت را همیشه بر زبان دارم
نوشته شده توسط رامین در 3:6 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 18 فروردین1385
جوک
  • جوك
سير و پياز دعوا مي کنن، سير به پياز مي گه : برو گم شو ، بوي بدي داري.
  • پياز و سير با هم دعوا مي کنن، سير به پياز
    مي گه: حيف که سيرم و الا مي خوردمت
  • .
  • مورچه هه به تنهايي ۲ تا گندم ور مي داره، ديسک کمر مي گيره
  • .
  • مي خواستن کچلي را ترور کنن، تو سشوارش بمب کار مي ذارن و به شامپوش مواد شيميايي مي
  • ريزن
  •  
  • سوسکه مست مي کنه و مي ره جلوي دم پايي و مي گه: بزن، ده بزن ديگه لعنتي 
  • !!!
  •  
  • مردي مي ره لامپ مهتابي بخره، داخل دکوني مي شه ولي چون نمي دونست چي بگه، مي گه: ببخشين حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدين !!!
  •  
  • اگه حيوونا قرار بود شغلي انتخاب کنن، حتما وال ملوان، گورخر زنداني، لک لک شالي کار، دارکوب نجار، زنبورعسل قناد، بلبل خواننده، کرم ابريشم بافنده، ميمون بندباز و کبوتر پستچي مي شدند.
  •  
  • طرف مي ره و در يخچال رو باز مي کنه و مي بينه: ژله هه داره مثل بيد مي لرزه، بهش مي گه: نترس ميخوام پنير بخورم.
  •  
  • تو سر يه ترکه کاغذ مي خوره در جا مي ميره ، کاغذ رو بار مي کنند مي بينند توش نوشته شده آجر
  •  
  • زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آورم!
  • مرد: قسم مي‌خوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم
  • !
  •  
  • ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نمي‌دي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم!
  •  
  • احمق كسي است كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشد. مطمئني؟ صددرصد
نوشته شده توسط رامین در 3:4 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 18 فروردین1385
وزن
دلم به وزن آفرينش گرفته است ... حديث جدايي يا نزديكي نيست ... ! قدر يكديگر را نمي دانيم ... در دنيايي كوچك هر يك به اندازه قلب خويش گرفتاريم ... « از هيچ كس نمي پرسند چه هنگام مي تواند خدانگهدار بگويد ... از عادات انسانيش نمي پرسند ... از خويشتنش نمي پرسند ... » كاشكي مثل روزهاي عيد هر روزمان را .. هر لحظه مان را لبريز از عشق قناعت گونه صرف مي كرديم ... و بين دلهايمان اين همه گله ديوار نشده بود ... كاشكي روزهاي واپسين عاشقي فرصتهاي غنيمتمان بود ... يكديگر را مي فريبيم .. دل خويش را يك بار هم كه دريايي مي كنيم طوفاني ميشود ! مي خورد به صخره ها مي تازد... ويران مي كند ... چرا ما ياد نگرفته ايم قانون وفاداري را .... چرا سخت شده است گذشت و گذشتن و دوست داشتن و دوست داشته شدن بي شائبه ... بي محابا ... بي پروا ... دلم گرفته است به وزن آفرينش

 

نوشته شده توسط رامین در 2:58 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 18 فروردین1385
گل
سلام عرض می کنم خدمت همه ی بچه ها
واسه من گل نفرست دیگه دوست ندارم
نمی خوام گذشته ها رو باز به خاطر بیارم
می دونی میون ما هر چی بود گذشت و رفت
اون بهار آشنایی خیلی زود گذشت و رفت
دیگه از دوست دارم حرفی نزن
آخه عاشقی نیست میون تو و من
من و تو بنده این ما و منیم
اما عشق یعنی با هم یکی شدن
از دلم می پرسم آیا تو رو می بینم دوباره
می پیچه صدات تو گوشم که با خنده می گی آره
خنده های تو غریب و گریه های تو دروغ
تو چی بودی واسه من یک چراغ بی فروغ
دیگه از دوست دارم حرفی نزن
آخه عاشقی نیست میون تو ومن
من و تو بنده این ما و منیم
اما عشق یعنی با هم یکی شدن
 
با تشکر رامین
نوشته شده توسط رامین در 2:56 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 18 فروردین1385
امروز
امروز
به گنجینه اسرارم سرزدم ؛ درش را گشودم سرّدیگری درکنج آ ن جا دادم ؛ درش را بستم وبا او به گفتگو نشستم ، بارسنگین دلم سبک شد ، چون مید انم  رازم را هرگزفاش نخواهد کرد، از رازم با او گفتم ، لبخندی زد وگفت کلید دلت را گم نکن.
گفتم  تا دست توست در اما ن است.
گفت اگر يك روز دلت طوفاني شد خواستي پس بگيري؟
گفتم اعتنا  نكن.
گفت اگر التماس و زاري كني؟
گفتم  بازكليد دارم  تو باش.
گفت اگر از خود بي خود گشتي ، آن وقت چه شود؟
گفتم  آنگاه اشكم را با خاك طوفان گل كن ، روح وجسمم زيرآن مدفون كن.  
گفت فاني گشتن هم ، خود عالميست!
گفتم اي داد من كيم  ، كزهر دو عالم غا فلم .
نوشته شده توسط رامین در 2:54 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 16 فروردین1385
مگس

مگس مزاحم جوانان هم اختراع شد!

یک مخترع انگلیسی دستگاهی اختراع کرده است که باعث دور شدن جوانان از محل نصب آن از طریق سروصداهایی مخصوص می‌شود؛ کارشناسان معتقدند که این دستگاه سازنده آن را میلیونر خواهد کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل پایگاه اینترنتی داچ ویلز هوارد استاپلتن یک مخترع انگلیسی که پیش از این مشاور امنیتی بوده است دستگاهی اختراع کرده است که صداهایی ناهنجار و اعصاب خردکن ایجاد می‌کند اما این صداها را فقط افراد زیر 20 سال می‌شنوند و تقریبا هیچ انسان بالای 30 سالی نمی‏توانداین صداها را بشنود.
این دستگاه که «مگس» نامیده شده است صداهایی گوشخراش ایجاد می‌کند که فرکانس آن به گونه ای تنظیم شده است که گوش‌ها‌ی سالخورده (بالای 30 سال) اصولا نمی‏توانند آنرا بشنوند حال آنکه همه زیر 20 سال‌ها‌ دقیقا آن را احساس می‌کنند.
از این دستگاه برای فراری دادن جوانان از محل‌ها‌یی استفاده خواهد شد که علی رغم رضایت صاحبان آنها پاتوق جوانان انگلیسی شده است.
کارشناسان پس از آزمایشات اولیه این اختراع ضد جوان که موفقیت آمیز نیز بوده است ابراز نظر کرده اند که احتمالا بسیاری از جوانان فروشگاهها خواهان چنین ابزار جوان فراری ده هستند و مخترع آن یعنی آقای استاپلتن میلیونر خواهد شد.
شایان ذکر است که در مرحله آزمایش این دستگاه در یک فروشگاه در ولز جنوبی جوانانی که از نصب این دستگاه بی خبر بودند ابتدا با انگشتهای فروکرده در گوش‌ها‌ی خود قصد وارد شدن به مغازه و تذکر به صاحب آن را داشتند اما وقتی احساس کردند که کسی غیر از آنان این صدا را نمی‏شنوند به تعبیر صاحب مغازه: زدند به چاک!
نوشته شده توسط رامین در 3:46 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 13 فروردین1385
13


.
 
نوشته شده توسط رامین در 6:28 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 9 فروردین1385
داستان
يك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.
 wWw.Rozaneh-Group.Com
ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين.
خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم.
پري چوب جادووييش رو تكون داد و
اجي     مجي    لا ترجي
 wWw.Rozaneh-Group.Com
 
دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و  شيك   QM2در دستش ظاهر شد.
 

 wWw.Rozaneh-Group.Com
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت:  wWw.Rozaneh-Group.Com
 
خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.
 
 
   خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه  !!!
 
پري چوب جادوييش و چرخوند و.........
 
 اجي     مجي    لا ترجي
 
 
 
 wWw.Rozaneh-Group.Com
و آقا 92 ساله شد!
 
 
پيام اخلاقي اين داستان
 
مردها شايد موجودات ناسپاسي باشن ،
 ولي پريها................

 wWw.Rozaneh-Group.Com
 مونث هستند !!!!!!!!
نوشته شده توسط رامین در 11:15 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 9 فروردین1385
کسوف

گرفت خورشید در 9 فروردین 1385

نهم فروردین 1385 از سواحل برزیل تا بیابانهای آفریقا و تا همسایگی ایران نوار باریکی به زیر تاریکی سحر آمیز سایه ماه می رود تا خورشید گرفتگی کلی یک بار دیگر در آسمان زمین پدیدار شود. گرچه ایران در مسیر کسوف کلی نیست اما بهترین گرفت جزئی تا سالها بعد، بعد از ظهر نهم فروردین در آسمان کشورمان رخ می دهد.
 
نوشته شده توسط رامین در 11:12 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 3 فروردین1385
سال نو
بهار تان خجسته
نو رو ز تا ن مبا رک
 
و عمرتان سبز سبز باد
 
Ta ra neh ha
ای فرزندان بهشت
هراسان مباشید
عشق خداوند بر شما جاری است
در اندیشه مباشید که چگونه رهسپار گشتید
آسمان در انتظار شماست
آسمانی آبی و آزاد
همراه با زیبا ترین نغمه نور
که بر هیچ یک از بزرگ شدگان زمین نواخته نگشت
 
روزگاری
در کنار تنها رهگذر سبز جاده خاکستری رنگ زندگی
به هیاهویی شگفت انگیز می نشستیم به انتظار
انتظار برای رسیدن به کودکی
به بالهای سپید
به دنیایی پر از حقیقت
و به چشمان پیام آوران نور ...
آیا بر آن گوهر درونی ، امین ماندیم
و یا در پس اولین شعله فریب
آنرا خاموش ساختیم
 
با یکدیگر سخن گفتیم
بر حقیقتی که آنرا در تمام لحظات نور
به قوتی که بر ما بخشید احساس نمودیم
لیکن ، تنها آنانی پذیرفتند
که شجاعتی بر دل بداشتند
و نه آنانکه خویش را در پس پرده دنیا پنهان نمودند
و ما را فریب دهنده نامیدند
 
آگاه باش
محبت را تجربه نما
و به راستی خداوند ایمان آور
و بمان با کودکان
آنانکه با خداوند عهد دوستی بستند
 

Ta ra neh ha

نوشته شده توسط رامین در 9:59 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 3 فروردین1385
بهار
بهار عاشق بود و زمين معشوق  عشق بی تابی می آورد و بهار
 
 بی تاب بود 
 
زمين اما آرام و سنگين و صبور ....
 
و بهار پرده از عاشقی برداشت . آن هنگام كه رازش عظيم گشت
 
و عشقش مهيب  و جهان حيرت كرد .....
 
 

خاك جان يافته است نكند سنگ شوي نكند بااين همه شور دلتنگ شوي
 
 
باز كن پنجره هارا وبهاران را باوركن
 
 
كنار سفره هفت سين براي من هم دعا كن.
 
 
شاد باشيد و هميشه بهاري
نوشته شده توسط رامین در 9:58 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه 1 فروردین1385
عید

سلام 

 

عید همتون مبارک

نوشته شده توسط رامین در 12:53 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 28 اسفند1384
حالا هرچی
ELEGANT_IRANIANELEGANT_IRANIANELEGANT_IRANIAN
 
خا نه دو ست کجا ست ؟ در فلق بود که پر سید سوا ر
 
آ سمان مکثی کر د
رهگذر شاخه نور ی که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید
 
 
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت
 
نر سید ه به درخت
 
کو چه باغی است که ار خواب خدا سبر تر است
 
 
و در آ ن عشق به انداره پر های صداقت آ بی است
 
می روی تا ته آ ن کوچه که از پشت بلو غ سر بدر می آ رد
 
پس به سمت گل تنها یی می پیچی
 
 
دو قد م ما ند ه به گل پای فوار ه اسا طیر ز مین می مانی
 
و ترا ترسی شفاف فرا می گیر د
 
 
در صمیمیت سیا ل قضا ! خش خشی می شنوی
 
کودکی می بینی رفته ار کاج بلندی با لا جو جه بر دارد ا ز لانه نور و ا ز او می پرسی خانه دو ست کجا ست ؟
 
ELEGANT_IRANIANELEGANT_IRANIANELEGANT_IRANIAN
 
نوشته شده توسط رامین در 9:1 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 28 اسفند1384
قرار
نگران نباش ... !‌ من و تو روزي سفر خواهيم كرد به باغ آقاقيها و روزي خواهد آمد كه سر كوچه تنهايي نيلوفر از پشت ديوار سرك بكشد و بگويد « سلام ! » روزي خواهد آمد كه دست من و تو به ضريح خدا خواهد رسيد و ما پيوسته سرود رهايي خواهيم خواند .... روزي كه به شهر روياهامان سفر كينم ذهن ما شكوفه مي زند در باغ جواني و من اهميت نمي دهم اگر كمي هم دير شده باشد ! ..... هر آنچه رفته است مربوط به سالهاي رفته است و هر آنچه در پيش است تصوري از روياي من و تو روي صفحه پراصطكاك ذهن  ... غباري روي آئينه اي ... چند كلمه اي روي تخته سياه نوشته به دست كودكي ...! و روزي خواهد آمد كه من و تو يكديگر را دربهشت ملاقات خواهيم كرد ... اصلا چه كسي گفته است كه روياها همانند كه هستند ... رويا مي تواند تغيير كند .. در سرزمين رويا مي توان پرش كرد ... گذر كرد .. گذشت و گذارد كه خاطره هامان زير شنهاي عميق دريا دفن شود ...پس به خاطر روياهايمان اين بار را مردانه بخند ... ! ‌و ببين كه بهار پيام تازه اش براي تو چيست ... كشفش كن ...!‌حتما او حرفي دارد كه قرار است امسال به تو بگويد ....

 

نوشته شده توسط رامین در 8:59 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 28 اسفند1384
تبریک

سلام عزیزانم

حالتون خوبه؟ سال نو رو پیشاپیش بهتون تبریک میگم چون میدونم شاید برای عرض تبریک نتونم به موقع بیام.مطالب زیر رو بخونید ودرسال جدیدحتماً بکاربگیرید تاموفق باشید.

 

خانه تمیز است.لباسهای نوبرتن کرده ای وحالا کنارسفره هفت سین درکناراعضای خانواده هستی.صدای ملکوتی تلاوت قران به گوش میرسد.سفره زیباییست.همه منتظر حلول سال نو. هیجانی تمام وجوداعضای خانواده رادربرگرفته

همه جاتمیزوخوب است و همه چیز نو.

ولی آیا براستی همه چیزرانوکردهای؟آیاسراغ ذهنت نیزرفته ای؟گردو غبار سالیان سال را ازگنجینه های ذهنت زدوده ای؟ آیا برای روح وروانت نیز رختی نو وپاک دوخته ای؟

حتماً که همینطوراست.

بیا باهم به صندوقخانه دلمان برویم وآن رابرای سال نو گردگیری کنیم واگرآنجا چیزهائی یافتیم که بدردمان نمیخورد چه بهتر که آنها را بدور بیاندازیم ومنتظر ورود افراد واشیائی نوباشیم.برای چیزهای تازه جابازکنیم.شاید بعضی خاطره هارادوست داشته باشیم پس آنها را گردگیری کرده سرجایش میگذاریم ولی خاطرات بد ممکن است اینده مان را هم آلوده کنند آنها آلوده هستند و باید دور بریزیمشان.

عزیزان درسال نو کینه وخشم ونفرت رادوربریزیم تا ذهن وروح وقلبمان رافاسد نکنند وبجای آن دوستی ومهرومحبت را جایگزین کنیم وگذشته رارهاکنیم.باشه؟

 

چیدن سفره هفت سین

این سفره یک سفره خیالی وپوچ وبی معنی نیست بلکه نشانه ای ازآنست که درآغاز

 سال که روز وسال نو میشود ما نیز نفس خویش راتهذیب کنیم وبرآن تزکیه ارج نهیم تا خداوندی که هفت آسمان را آفریده وهفت دریا رازیرآن نشانیده وبدین وسیله هفت نماد رافراروی ماقرار داده وبه مانشان میدهدکه به کدامین وجه  زندگی خویش راسپری کنیم وبا نشستن وبرخاستن درکناراین سفره اسطوره ای عشق وصفاوپاکی ای را که درآن

وجود دارد در جسم وروح خود منعکس کنیم

اولین سین سنجد

سنجدنماد سنجیده عمل کردن است.سنجد را براین باور بر سفره میگذارند که هرکس باخویشتن عهدکند که درآغازسال هرکاری را سنجیده انجام دهد.سنجد نشانه گرایش به عقل است .احترام به تفکروترویج وخردمندی.اولین چیزی که خداوند آفرید عقل بود پس عقلانیت را ارج مینهیم و خردمندی را بزرگ.

دومین سین سیب

دومین سینی که برسفره مینهند سیب است که نماد سلامتی میباشد.

سومین سین سبزه

سبزه پس ازسنجدوسیب بر سفره گذاشته میشود که نشانه خرّمی وشادابی وخوش اخلاقی است.سبزی باخود شادابی  نیکویی وزندگی را بهمراه می آورد.

من باخویشتن عهد میکنم که دراین سال شادو خوش خلق وخوش اخلاق باشم.

رنگ سبز ارتعاش افکارمارا موزون نگه میدارد وبه ما آرامش میدهد

چهارمین سین سمنو

سمنو مظهرصبرومقاومت وعضو عدالت وقدرت است.

پنجمین سین سیر

سیربه نشانه دست نگه داشتن ازتجاوزبه سفره هفت سین راه یافته تاپای راازگلیم خویش بیرون ننهیم .سیرنمادمناعت طبع است یعنی انسان باید همواره باقناعت برجهان بنگرد که انسان قانع ازنفس کریحش برترازانسان قانع به دارندگی ثروت است.

پس سیرکه نشانه قناعت ویادآور امتناع ازتجاوزاست رابرسرسفره مینهیم تاانسانی عاقل سالم شاداب قوی وقانع باشیم.سیرچشمی وچشم سیری ازبزرگترین صفات انسان برتر میباشد.

ششمین سین سرکه

سرکه نماد پذیرش ناملایمات ونماد رضاوتسلیم است.واقف براین نکته هستیم که زندگی پیوسته توام بارنج ومشقت وزحمت است وهیچ انسان متعهدوبامسئولیتی نیست که بدون دغدغه بتواند به زندگی ادامه دهد.خداوند زمین وآسمان  وانسان راآسوده وبی غم نیافرید وسرکه گویای نکته ایست ازتسلیم دربرابررخدادهای ناگوارزندگی.

وهفتمین سین سماق

آخرین سین سفره هفت سین سماق است.سماق نمادصبروبردباری وتحمل دیگران است.صبربه انسان میاموزدکه درگذرزندگی خستگی رابایدخسته کندوکام رابیابد.

 

پس بیائید باایمان به چنین ارزشهایی سال نوراآغازکنیم وباگرایش به عقل وغلبه برترس واضطراب تصمیم بگیریم زندگی را ازنوبسازیم....

 

                 آه ای خالق متعال

                 پروردگار هستی

     قلبم را باعشق وسپاس  به پاس شادی امروز پُرمیکنم

                                                        

امروزدعامیکنم که بابرخورداری از انرژی ربّانی ازخواب  

برخیزم

         امروز دعا میکنم که دهنده وگیرنده عشق باشم

           امروزدعا میکنم که دهنده وگیرنده خنده باشم

          امروز دعامیکنم که دهنده وگیرنده نورباشم

    

   آه ای خالق بی همتا ای هستی بخش عالم

به من کمک کن تاقلبم راهرچه بیشتر به یمن شادی امروز  لبریز از عشق وسپاس کنم   

نوشته شده توسط رامین در 8:48 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 28 اسفند1384
عشق
 
عشقت را ببخش
ارزشت را با مقایسه کردن خود با دیکران پایین نیاور،زیرا همه ما با یکدیگر متفاوتیم.
اهداف و آرزوهایت رابا توجه به آنچه که دیگران،با اهمیت تصور می کنند؛تعیین نکن،زیرا فقط تو میدانی که چه چیزی برایت بهترین است.
با زندگی کردن در گذشته یا آینده،زیستن در زمان حالرا از دست نده.حتی اگر یک روز در زمان حال زندگی کنی،همه روزهای عمرت را زیسته ای.
هنگامی که هنوز چیزی برای بخشیدن داری،هرگز نا امید نشو.
هیچ چیز واقعا به پایان نمیرسد تا لحظه ای که خودت دست از تلاش برداری.
از مواجه شدن با خطرات نترس؛زیرا بدین ترتیب فرصت می یابی که بیاموزی چقدر باید شجاع باشی.
با گفتن اینکه؛یافتن عشق غیر ممکن است مانع ورود عشق به زندگی خود نشو.
سریع ترین راه دریافت عشق،بخشیدن آن به دیگران است.
سریع ترین راه از دست دادن آن،محکم نگاه داشتن آن است.
رویاهای خود را رها نکن.بدون رویا بودن یعنی بدون امید بودن و ناامیدی یعنی اینکه که هیچ هدفی نداری.
زندگی یک مسابقه نیست،بلکه سفری است که هر قدم از مسیر آن را بایدلمس کرد وچشید.
نوشته شده توسط رامین در 8:47 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 28 اسفند1384
گره

گره باز نشدني دو سرنوشت

... "ازدواج با يك نفر، ازدواج با سرنوشت او و شريك شدن در همه‌ي مسايل و نتايج اوست." زن و مرد جواني وارد شهر كوچكي شدند. اهالي شهر، با تعجب بسيار زياد ديدند كه هر يك از آن دو سر ريسماني را در دست دارد كه به دور گردن ديگري بسته شده است! به همين دليل اگر مثلاً زن حركتي مي‌كرد مرد به دنبال او كشيده مي‌شد و اگر مرد كاري انجام مي‌داد، زن هم خواهي نخواهي، در آن كار داخل مي‌شد! مردم شهر كه شگفت‌زده شده بودند آن دو را دنبال كردند ولي هرچقدر حركات آنها را زير نظر گرفتند متوجه نشدند ماجرا از چه قرار است. پس نزد حاكم شهر رفتند و موضوع را با او در ميان گذاشتند. حاكم آنها را زير نظر گرفت و ديد كه همه‌ي كارها را باهم انجام مي‌دادند و اگر هم مي‌خواستند كارهاي متفاوتي انجام دهند كشش طناب‌ها بر گردن‌هايشان، به آنها يادآوري مي‌كرد كه حد و اندازه‌ي كارهاي متفاوتي كه مي‌توانند انجام دهند چقدر است! اما چون او هم نفهميد حكمت كار زن و مرد چيست. سرانجام آن دو را نزد خود فراخواند و علت را جويا شد. وقتي زن و مرد، مسئله‌اي را كه در شهر پيچيده بود، از زبان حاكم شنيدند، خنديدند و گفتند: مگر نمي‌دانيد زن و شوهر در همه چيز باهم شريكند و سرنوشت آنها به هم گره خورده است؟ ما مي‌دانيم هر كاري انجام دهيم بر ديگري اثر مي‌گذارد و خواهي نخواهي در نتايج تصميم‌گيري‌ها و عاقبت زندگي همديگر شريك مي‌شويم، پس شرايطي ايجاد كرده‌ايم كه هميشه طرف مقابل بتواند ببيند همسرش او را در چه آينده و تقديري داخل يا گرفتار مي‌كند، و در واقع چه سرنوشتي را برايش رقم مي‌زند!!! ... 
 
نوشته شده توسط رامین در 8:46 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 25 اسفند1384
دانلود

نام آلبوم:----

     نام خواننده : وحید اسفندیاری

Vahid Esfandiary

For Doownload Click Her

نوشته شده توسط رامین در 0:51 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 19 اسفند1384
چهارشنبه سوری

Taranehha Groups

چهارشنبه سوری 

اگر فرصت ندارید فیلم را ببینید ، اگر فرصت دارید ، آنرا دوباره خوب ببینید !

برنده 4 سیمرغ بلورین بهترین گارگردانی / بازیگر نقش اول زن / تدوین / منتخب مردم ازجشنواره  فیلم فجرامسال

آدرس سایت http://4shanbesori.ir

نوشته شده توسط رامین در 12:31 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه 16 اسفند1384
قالب دلخواه
مژده                 مژده                     مژده                     مژده 

طراح ای قالب جواد جون پسر خالم هستش

هر کس درخواست قالب داره میتونه به وبلاگ

((خارگ قالب)) تو قسمت پیوندها مراجعه کنه.

 

نوشته شده توسط رامین در 8:48 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 11 اسفند1384
دروغ
 
دروغ نمیگفتم
 
اگر فریاد بودم ،فقط می گفتم عشق
اگر زمستان بودم با عشق به پیشواز بهار می رفتم
اگر با آن همسفر بودم ،فقط سر سفره عشق می نشستم
اگر سنگین ترین وزنه دنیا بودم ، باز هم عشق سنگین تر بود
اگر من زبان همه ی خوبی ها بودم ، مقدم عشق را گرامی می شمردم
اگر مالک دنیا بودم ،آن را نثار عشقی می کردم
اگر عاشق بودم فقط از عشق حرف می زدم
اگر زبان عشق را نمی فهمیدم ،با زبان اشاره با عشق حرف می زدم
اگر بی کار بودم همیشه وقتم را با عشق پر می کردم
اگر آهنگ ساز بودم فقط برای عشق می نواختم
اگر کارمند انتقال خون بودم ، به همه یک قطره عشق تزریق می کردم
اگر نمازگزار بودم ، روزی دو رکعت نماز عشق می خواندم
اگر مومن بودم در مقابل عشق سجده می کردم
اگر دروغگو بودم هرگز به عشق دروغ نمی گفتم .
نوشته شده توسط رامین در 7:41 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 3 اسفند1384
خارک

انرژي

با احداث واحد دوم متانول خارک، آلايندگي گازهاي همراه نفت در خليج فارس کاهش مي يابد  

 

با احداث واحد دوم متانول خارک، آلايندگي گازهاي همراه نفت در خليج فارس کاهش مي يابد

قلم سبز ايران – با احداث واحد دوم متانول خارک ميزان آلايندگي گازهاي همراه نفت در خليج فارس کاهش مي يابد.
به گزارش قلم سبز ايران، قرارداد احداث واحد دوم متانول خارک با ظرفيت توليد ۶۶۰ هزار تن در سال چهارشنبه گذشته بين يک کنسرسيوم ايراني و شرکت پتروشيمي خارک به امضا رسيد.
براين اساس خوراک اين طرح گاز سبک است که به ميزان ۷۰ ميليون فوت مکعب در روز توسط شرکت نفت فلات قاره از پالايشگاه استحصال مايعات گازي در جزيره خارک تأمين مي شود. همچنين به منظور جلوگيري از انتشار گاز CO2 توليدي در واحد دردست احداث MEG خارک، اين گاز آلاينده به ميزان ۳۰ تن در ساعت به عنوان بخشي از خوراک متانول مصرف مي شود و به اين ترتيب از ميزان آلايندگي گازهاي همراه نفت در خليج فارس کاسته خواهد شد.
محصول متانول به عنوان محصول نهايي طرح داراي ارزش افزوده بالايي است و جهت صادرات درنظر گرفته شده است.
همچنين مدت زمان اجراي اين طرح ۳۰ ماه خواهد بود.

نوشته شده توسط رامین در 10:12 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 3 اسفند1384
شرار عشق
نوشته شده توسط رامین در 10:5 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 3 اسفند1384
ببار باران
نوشته شده توسط رامین در 10:1 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 26 بهمن1384
حسین جان
نوشته شده توسط رامین در 10:27 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه 15 بهمن1384
امام حسين و مظلوميت

يكي از القاب امـام حسين در بسياري از زيـارتنامـه هـا و احاديث، مظلوم است، حتّي بعضي از آيات قرآن نيز به همين مطلب اشاره دارد

وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلوُماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَليِّهِ سُلْطَاناً وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا اَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون . سوره اسراء آيه 33 و سوره شعراء آيه 225

بـه عقيده بعضي از مفسرين اين آيـات بـه شهادت مظلومانه امام حسين و مظلوميت اهل بيت تفسير شده است

تفسير برهان جلد 2 ذيل آيات فوق

از دو جهت اين مظلوميت قابل بررسي است

الف: از ديدگاه قوانين و قواعد جنگي

در تمام جوامع بشري جنگها نيز آدابي دارد كه رعايت آن از سوي دوطرف ضروري است و تجاوز از آن امري غيرقانوني و غير انساني محسوب مي شود. در واقعه كربـلا بسياري از اعمال كـه بر امـام و اهـل بيت واصحابش روا داشته انـد در تمـام فرهنگ هاو جوامع انساني ظلم و ستم شناخته مي شود، از قبيل
ـ شكستن عهد و پيمان
ـ كشتن مهمان
ـ منع آب حتي از اطفال
ـ كشتن بچه ها در مقابل ديدگان مادر
ـ آتش زدن خيمه هاي زن و بچه هاي بي پناه
ـ هجوم بر اطفال و شكنجه دادن آنها و كشتن زن
ـ برهنه كردن بدن شهداء و تاختن اسب بر بدن آنان
ـ به اسارت گرفتن زنان و بچه ها وسخت گيري بر آنان
ـ شكنجه و در غل و زنجير كردن بيمار (امام سجاد عليه السلام ) وسخت گيري
ـ بريدن سرهاي شهداء و آويختن آن به گردن اسبها و نيزه ها
ـ نان و غذاي كافي ندادن به اسيران (مخصوصاً بچه ها) و اسكان در مكانهاي نا مناسب
ـ شكنجه اسيران با عبور دادن آنها از كنار بدن هاي پاره پاره و بدون سر آنان
ب:از ديدگاه دين مبين اسلام

پاره اي از ظلم و ستمها در روز عاشورا علاوه بر تخلف از قوانين جنگي، نقض آشكار دستورات دين اسلام بوده است از قبيل
ـ جنگ در ماه حرام
ـ كشتن فرزند و سبط پيامبر(صلي الله عليه وآله) وبرترين امت
ـ كشتن و اسير گرفتن زنان مسلمان و اطفال
ـ بي حرمتي به اجساد و مثله كردن و بريدن سر امام و شهداء
ـ حمله به امام در وقت اقامه نماز
ـ قتل صبر
امام سجاد (عليه السلام) فرمود  : اَنَا بْنُ مَنْ قُتِلَ صَبْرَاً وَ كَفَي بِذَلِكَ فَخْرَاً

من فرزندكسي هستم كه به مرگ صبر او را به شهادت رسانده اند
قتل صبر: انسان يا جانداري را در حالي كه زنده است آن قدر به او ضربه و زخم وارد كنند تا بتدريج بميرد كه در اسلام از اين عمل نهي شده است

امام حسين (عليه السلام) با 33 زخم نيزه و 34 ضربه شمشير و... به شهادت رسيد

عاشورا و انتظار

امام چهارم حضرت سيد الساجدين زين العابدين علي بن الحسين از پدرش سيد الشهداء حسين بن علي عليهما السلام نقل مي كند كه پدرم فرمود : يا وَلَدي يا عَليّ وَاللهِ لا يَسْكُنُ دَمي حَتّي يَبْعَثَ اللهُ الْمَهديَّ فَيَقْتُلَ عَلي دَمي مِنَ الْمُنافِقينَ الْكَفَرَةِ الْفَسَقَةِ سَبْعينَ اَلْفاً

اي فرزندم، اي علي، به خدا قسم خون من از جوشش نمي افتد تا اينكه خداي متعال حضرت مهدي عج را برانگيزاند تا انتقام خون مرا از هفتاد هزار نفر از منافقين و فاسقين بگيرد

موسوعه كلمات امام حسين ص 371

عاشورا و انقلاب اسلامي

نهضت عاشورا به لحاظ ماهيت اسلام خواهي، اصلاح طلبي و ظلم ستيزي اش، همواره الهام بخش انقلابيون و حركتهاي اصلاحي بوده است، انقلاب اسلامي ايران نيز از آن سر چشمه سيراب شدو از محتواي عاشورا الهام گرفت، شرايط سياسي و اجتماعي ايران قبل از انقلاب، شبيه دوران بني اميه بود، فساد و ظلم حاكميت داشت، اسلام در حال فراموشي و انزوا بود، ابتذال فرهنگي غربزدگي، معروف شدن منكر، منكر شدن معروف، زندان وشكنجه آزاد مردان وحيف و ميل بيت المال و… ، همه شرايطي را به وجود آورده بود كه اصلاحي عميق را مي طلبيد امام خميني (ره) با الهام از عاشورا، روح حماسه و غيرت ديني را در مردم دميد و آنان را به حكومت اسلامي و حاكميت ارزشهاي قرآني فرا خواند، همانند جدش سيد الشهداء مفاسد رژيم منحط طاغوت را بر شمرد و از تبيين مفاسد معاويه، يزيد، ابن زيـاد و … ذهنها بـه مفـاسد و مظـالم طاغوتيان منتقل مي شد. ولـذا مـردم مبارزات خـود را بـر ضد يـزيد زمـانـه مي دانستند و شعارهاي زمـان انقلاب، ايـن پيـونـد را تـائيد مي كند، مـردم مي گفتند .

نهضت ما حسيني رهبر ما خميني

عاشورا محور بسيج مردم و عنصر شهادت، به مبارزه مردم روح و جان مي بخشيد. بهره هاي عاشوراي حسيني به انقلاب اسلامي فراوان مي باشد و به تعبير امام خميني ره  اگـر قيـام حـضرت سيّد الشهداء نبـود، امـروز ما هم نمي توانستيم پيروز شويم

غم عاشورا

قالَ الرضاعليه السلام: مَنْ كانَ عاشورا يَوْم مُصيبَتِهِ و بُكائِهِ جَعَلَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقيامَة، يَوْمَ فَرَحِهِ وَ سُرورِهِ

امام رضا عليه السلام فرمود: هر كس عاشورا را روز مصيبت و اندوه و گريه خود قرار دهد، خداوند روز قيامت را روز شادي و سرور اوقرار مي دهد بحار الانوار ج 44 ص 284

آيا مي دانيد كه

ـ در كربلا، پنج نفر از اطفال نابالغ به همراه امام حسين به شهادت رسيدند، طفل شير خوار امام، علي اصغر، عبدالله بن حسن بن علي، قاسم بن حسن بن علي، محمد بن ابي سعيد و عمر بن جناده انصاري
ـ در كربلا، يك زن بنام اُمّ وهب نمريه قاسطيه همسر عبدالله بن عمير كلبي در دفاع و حمايت از امام به شهادت رسيد
ـ در كربلا دو زن بنامهاي اُمّ عبدالله بن عمير و اُمّ عمر بن جناده در ياري امام حسين جنگيدند
ـ در كربلا اعضاي بدن سه نفر از ياران و اصحاب امام حسين تكه تكه شده است، عباس بن علي، علي بن الحسين و عبدالرحمان بن عمير
ـ در كربلا چند گروه از برادران به همراه امام به شهادت رسيدند
الف: عباس،عثمان،جعفر، ابوبكر،عبدالله، همگي از فرزندان مولا اميرالمؤمنين و برادران امام حسين بودند
ب: علي اكبر و علي اصغر از فرزندان امام حسين
ج: قاسم، ابوبكر،عبدالله از فرزندان امام حسن مجتبي
د: عون و جعفر از فرزندان حضرت زينب و عبدالله بن جعفر
ه: عبدالله و محمد از فرزندان مسلم بن عقيل
و: مسلم و عبد الرحمان و جعفر از فرزندان عقيل بن ابي طالب
ـ در كربلا سرهاي سه نفر از ياران امام حسين به سوي آن حضرت پرتاب شد، عبدالله بن عمير كلبي عمر بن جناده، عابس بن ابي شبيب شاكري

شيعه امام حسين

شيعه بايد آبها را گل كند
خط سوم را به خون كامل كند
خط سوم خط سرخ اولياست
كربلا بارزترين منظور ماست
شيعه يعني تشنه جام بلا
شيعگي يعني قيام كربلا
شيعه يعني بازتاب آسمان
بر سر ني جلوه ي رنگين كمان
از لب ني بشنوم صوت تو را
صوت « اني لا اري الموت» تو را
شيعه يعني امتزاج ناز و نور
شيعه يعني رأس خونين در تنور
شيعه يعني هفت وادي اضطراب
شيعه يعني تشنگي در شط آب

نوشته شده توسط رامین در 11:19 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه 15 بهمن1384
زنان در نهضت عاشورا


 

پيرامون زنان در حادثه كربلا در دو محور سخن مى‏توان گفت: يكى آن كه آنان چند نفر و چه كسانى بودند، ديگر آن كه چه نقشى داشتند. زنانى كه در كربلا حضور داشتند، برخى از اولاد على«ع» بودند، و برخى جز آنان، چه از بنى هاشم يا ديگران. زينب، ام كلثوم، فاطمه، صفيه، رقيه و ام هانى، از اولاد اهل بيت عليهم السلام بودند، فاطمه و سكينه، دختران سيد الشهدا«ع» بودند، رباب، عاتكه، مادر محسن بن حسن، دختر مسلم بن عقيل، فضه نوبيه، كنيز خاص امام حسين«ع» و مادر وهب بن عبد الله نيز از زنان حاضر در كربلا بودند.(1) 5 نفر زن كه از خيام حسينى به طرف دشمن بيرون آمدند، عبارت بودند از: كنيز مسلم بن عوسجه، ام وهب زن عبد الله كلبى، مادرعبد الله كلبى، مادر عمر بن جناده، زينب كبرى«ع». زنى كه در عاشورا شهيد شد، مادر وهب بود، بانوى نميريه قاسطيه، زن عبد الله بن عمير كلبى كه بر بالين شوهر آمد و از خدا آرزوى شهادت كرد و همانجا با عمود غلام شمر كه بر سرش فرود آورد، كشته شد.

در عاشورا دو زن از فرط عصبيت و احساس، به حمايت از امام برخاستند و جنگيدند:

يكى مادر عبد الله بن عمر كه پس از شهادت فرزند، با عمود خيمه به طرف دشمن روى كرد و امام او را برگرداند. ديگرى مادر عمرو بن جناده كه پس از شهادت پسرش، سر او را گرفت و مردى را به وسيله آن كشت، سپس شمشيرى گرفت و با رجزخوانى به ميدان رفت، كه امام حسين«ع» او را به خيمه‏ها برگرداند.(2) دلهم، دختر عمر(همسر زهير بن قين) نيز در راه كربلا به اتفاق شوهرش به كاروان حسينى پيوست. زهير بيشتر تحت تأثير سخنان همسرش حسينى شد و به امام پيوست. رباب، دختر امرء القيس كلبى،همسر امام حسين«ع» نيز در كربلا حضور داشت، مادر سكينه و عبد الله. زنى از قبيله بكر بن وائل نيز حضور داشت، كه ابتدا با شوهرش در سپاه ابن سعد بود، ولى هنگام حمله سپاهيان كوفه به خيمه‏هاى اهل بيت، شمشيرى برداشت و رو به خيمه‏ها آمد و آل بكر بن وائل را به يارى طلبيد.

زينب كبرى و ام كلثوم، دختران اميرالمؤمنين«ع»،همچنين فاطمه دختر امام حسين«ع» نيز جزو اسيران بودند و در كوفه و... سخنرانيهاى افشاگر داشتند. مجموعه اين بانوان، همراه كودكان خردسال، كاروان اسراى اهل بيت را تشكيل مى‏دادند كه پس از شهادت امام و حمله سپاه كوفه به خيمه‏ها، ابتدا در صحرا متفرق شدند، سپس به صورت گروهى و اسير به كوفه و از آنجا به شام فرستاده شدند.

اما درباره حضور اين زنان در حادثه عاشورا بيشتر به محور«پيام رسانى» بايد اشاره كرد. البته جهات ديگرى نيز وجود داشت كه فهرست وار به آنها اشاره مى‏شود كه هر كدام مى‏تواند به عنوان«درس» مورد توجه باشد:

ـ مشاركت زنان در جهاد: شركت در جبهه پيكار و همدلى و همراهى با نهضت مردانه امام حسين و مشاركت در ابعاد مختلف آن از جلوه‏هاى اين حضور است. چه همكارى طوعه در كوفه با نهضت مسلم، چه همراهى همسران برخى از شهداى كربلا، چه حتى اعتراض و انتقاد برخى همسران سپاه كوفه به جنايتهاى شوهرانشان مثل زن خولى.

- آموزش صبر: روحيه مقاومت و تحمل زنان- نسبت -  به شهادتها در كربلا درس ديگر نهضت بود. اوج اين صبورى و پايدارى در رفتار و روحيات زينب كبرى«ع» جلوه ‏گر بود.

ـ پيام رسانى: افشاگريهاى زنان و دختران كاروان كربلا چه در سفر اسارت و چه پس از بازگشت به مدينه پاسدارى از خون شهدا بود. سخنان بانوان، هم به صورت خطبه جلوه داشت، هم گفتگوهاى پراكنده به تناسب زمان و مكان.

ـ روحيه بخشى: در بسيارى از جنگها حضور تشويق آميز زنان در جبهه، به رزمندگان روحيه مى‏بخشيد. در كربلا نيز مادران و همسران بعضى از شهدا اين نقش را داشتند.

- پرستارى: رسيدگى به بيماران و مداواى مجروحان از نقشهاى ديگر زنان در جبهه‏ها، از جمله در عاشوراست. نقش پرستارى و مراقبت حضرت زينب از امام سجاد«ع» يكى از اين نمونه‏هاست. (3)

ـ مديريت: بروز صحنه‏هاى دشوار و بحرانى، استعدادهاى افراد را شكوفا مى‏سازد.

نقش حضرت زينب در نهضت عاشورا و سرپرستى كاروان اسرا، درس«مديريت در شرايط بحران» را مى‏آموزد. وى مجموعه بازمانده را در راستاى اهداف نهضت، هدايت كرد و با هر اقدام خنثى كننده نتايج عاشورا از سوى دشمن، مقابله نمود و نقشه‏هاى دشمن را خنثى ساخت.

ـ حفظ ارزشها: درس ديگر زنان قهرمان در كربلا، حفظ ارزشهاى دينى و اعتراض به هتك حرمت خاندان نبوت و رعايت عفاف و حجاب در برابر چشمهاى آلوده است. زنان اهل بيت، با آن كه اسير بودند و لباسها و خيمه‏هايشان غارت شده بود و با وضع نامطلوب در معرض ديد تماشاچيان بودند، اما اعتراض كنان، بر حفظ عفاف تأكيد مى‏ورزيدند. ام كلثوم در كوفه فرياد كشيد كه آيا شرم نمى‏كنيد براى تماشاى اهل بيت پيامبر جمع شده‏ايد؟

وقتى هم در كوفه در خانه‏اى بازداشت بودند، زينب اجازه نداد جز كنيزان وارد آن خانه شوند. در سخنرانى خود در كاخ يزيد نيز بر اينگونه گرداندن بانوان شهر به شهر، اعتراض كرد:«ا من العدل يابن الطلقاء تخديرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول الله سبايا قد هتكت ستورهن و ابديت وجوههن يحدو بهن الأعداء من بلد الى بلد و يستشرفهن اهل المناهل و المعاقل و يتصفح وجوههن القريب و البعيد و الغائب و الشهيد...»(4) و نمونه‏هاى ديگرى از سخنان و كارها كه همه درس‏آموز عفت و دفاع از ارزشهاست.

ـ تغيير ماهيت اسارت: اسارت را به آزادى بخشى تبديل كردند و در قالب اسارت، به اسيران واقعى درس حريت و آزادگى دادند.

ـ عمق بخشيدن به بعد عاطفى و تراژديك كربلا: گريه‏ها، شيونها،عزادارى بر شهدا و تحريك عواطف مردم، به ماجراى كربلا عمق بخشيد و بر احساسات نيز تأثير گذاشت واز اين رهگذر، ماندگارتر شد.

نوشته شده توسط رامین در 11:17 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه 15 بهمن1384
سخنان حسين بن علي (ع) در شب عاشورا


 

أثني علي الله أحسن الثناء و أحمده علي السراء و الضراء اللهم إني أحمدک علي أن أکرمتنا بالنبوة و علمتنا القرآن وفقهتنا في الدين و جعلت لنا أسماعاً و أبصاراً و أفئدة و لم تجعلنا من المشرکين. أما بعد، فإني لا أعلم أصحابا أولي و لا خيراً من أصحابي و لا أهل بيت أبر و لا أوصل من أهل بيتي فجزاکم الله عني جميعا خيراً. و قد أخبرني جدي رسول الله(ص) بأني سأساق إلي العراق فأنزل أرضاً يقال لها: عمورا و کربلا و فيها استشهد و قد قرب الموعد.

ألا و إني أظن يومنا من هؤلاء الأعداء غداً و إني قد أذنت لکم فانطلقوا جميعاً في حل ليس عليکم مني ذمام، و هذا الليل قد غشيکم فاتخذوه جملاً و ليأخذ کل رجل منکم بيد رجل من أهل بيتي فجزاکم الله جميعا خيراً و تفرقوا في سوادکم و مدائنکم، فإن القوم إنما يطلبونني و لو أصابوني لذهلوا عن طلب غيري.

حسبکم من القتل بمسلم اذهبوا قد أذنت لکم.

... إني غداً أقتل و کلکم تقتلون معي و لا يبقي منکم أحداً حتي القاسم و عبدالله الرضيع.

حسين بن علي(عليهما السلام ) نزديک غروب تاسوعا پس از آن که از طرف دشمن مهلت داده شد( يا پس از نماز مغرب) در ميان افراد بني هاشم و ياران خويش قرار گرفت و اين خطابه را ايراد نمود:

" خدا را به بهترين وجه ستايش کرده و در شدايد و آسايش و رنج و رفاه در مقابل نعمت هايش سپاسگزارم. خدايا! تو را مي ستايم که بر ما خاندان، با نبوت، کرامت بخشيدي و قرآن را به ما آموختي و با دين و آيين آشنايمان ساختي و به ما گوش( حق شنو) و چشم( حق بين) و قلب( روشن) عطا فرمودي و از گروه مشرک و خدانشناس نگرداندي.

اما بعد، من اصحاب و ياراني بهتر از ياران خود نديدم و اهل بيت و خانداني باوفاتر و صديق تر از اهل بيت خود سراغ ندارم. خداوند به همه شما جزاي خير دهد".

آن گاه فرمود:" جدم رسول خدا(ص) خبر داده بود که من به عراق فراخوانده مي شوم و در محلي به نام عمورا و کربلا فرود آمده و در همان جا به شهادت مي رسم و اکنون وقت اين شهادت رسيده است. به اعتقاد من همين فردا، دشمن جنگ خود را با ما آغاز خواهد نمود و حالا شما آزاد هستيد و من بيعت خود را از شما برداشتم و به همه شما اجازه مي دهم که از اين سياهي شب استفاده کرده و هر يک از شما دست يکي از افراد خانواده مرا بگيرد و به سوي آبادي و شهر خويش حرکت کند و جان خود را از مرگ نجات بخشد؛ زيرا اين مردم فقط در تعقيب من هستند و اگر بر من دست يابند با ديگران کاري نخواهند داشت، خدا به همه شما جزاي خير و پاداش نيک عنايت کند!"

آخرين آزمايش

حسين بن علي(عليهما السلام ) که در طول راه از مدينه تا کربلا و در موارد مختلف، شهادت خويش را اعلام نموده و به يارانش اجازه مرخصي داده و بيعت را از آنان برداشته بود، درشب عاشورا و براي آخرين بار نيزاين موضوع را با صراحت مطرح نمود که " قد قرب الموعد؛ يعني هنگام شهادت فرا رسيده است" و من بيعت خود را از شما برداشتم، از تاريکي شب استفاده کنيد و راه شهر و ديار خويش را پيش بگيريد.

اين پيشنهاد در واقع آخرين آزمايش بود از سوي آن حضرت و نتيجه اين آزمايش، عکس العمل ياران آن بزرگوار بود که هر يک با بيان خاص، وفاداري خود را به آن حضرت و استقامت و پايداري خويش را تا آخرين قطره خون اعلام داشتند و بدين گونه از اين آزمايش روسفيد و سرفراز بيرون آمدند.

حال پاسخ چند تن از اين ياران باوفا و اهل بيت صديق و باصفا:

1- اولين کسي که پس از سخنراني امام(ع) لب به سخن گشود برادرش عباس بن علي(ع) بود. او چنين گفت:" لا أرنا الله ذلک أبدا؛ خدا چنين روزي را نياورد که ما تو را بگذاريم و به سوي شهر خود برگرديم."

2- آن گاه ساير افراد بني هاشم در تعقيب گفتار حضرت ابوالفضل و در همين زمينه سخناني گفتند که امام نگاهي به فرزندان عقيل کرد و چنين گفت:" حسبکم من القتل بمسلم اذهبوا قد أذنت لکم؛ کشته شدن مسلم براي شما بس است، من به شما اجازه دادم برويد."

آنان در پاسخ امام چنين گفتند: در اين صورت اگر از ما سؤال شود که چرا دست از مولا و پيشواي خود برداشتيد چه بگوييم؟ نه، به خدا سوگند! هيچ گاه چنين کاري را انجام نخواهيم داد؛ بلکه ثروت و جان و فرزندانمان را فداي راه تو مي کنيم و تا آخرين مرحله در رکاب تو مي جنگيم.

3- يکي ديگر از اين سخنگويان، مسلم بن عوسجه بود که چنين گفت: ما چگونه دست از ياري تو برداريم؟ در اين صورت در پيشگاه خدا چه عذري خواهيم داشت؟ به خدا سوگند! من از تو جدا نمي شوم تا با نيزه خود سينه دشمنان تو را بشکافم و تا شمشير در اختيار من است با آنان بجنگم و اگر هيچ سلاحي نداشتم با سنگ و کلوخ به جنگشان مي روم تا جان به جان آفرين تسليم کنم.

4- يکي ديگر از ياران آن حضرت سعد بن عبدالله بود که چنين گفت: به خدا سوگند! ما دست از ياري تو برنمي داريم تا در پيشگاه خدا ثابت کنيم که حق پيامبر را درباره تو مراعات نموديم. به خدا سوگند! اگر بدانم که هفتاد مرتبه کشته مي شوم و بدنم را آتش زده و خاکسترم را زنده مي کنند، باز هم هرگز دست از ياري تو برنمي دارم و پس از هر بار زنده شدن به ياري ات مي شتابم؛ در صورتي که مي دانم اين مرگ يک بار بيش نيست و پس از آن نعمت بي پايان خداست.

5- زهيربن قين چنين گفت: يابن رسول الله! به خدا سوگند! دوست داشتم که در راه حمايت تو هزار بار کشته، باز زنده و دوباره کشته شوم و باز آرزو داشتم که با کشته شدن من، تو يا يکي از اين جوانان بني هاشم از مرگ نجات يابيد.

6- درهمين ساعت ها بود که خبر اسارت فرزند محمد بن بشيرحضرمي( يکي از ياران آن حضرت) به وي رسيد. امام به او فرمود: تو آزادي، برو و در آزادي فرزندت تلاش بکن.

محمد بن بشير گفت: به خدا سوگند! من هرگز دست از تو برنمي دارم! و اين جمله را نيز اضافه نمود: درندگان بيابان ها مرا قطعه قطعه کنند و طعمه خويش قرار دهند اگر دست از تو بردارم.

امام چند قطعه لباس قيمتي به او داد تا در اختيار کساني که مي توانند در آزادي فرزندش تلاش کنند قرار دهد.

آن گاه که حسين بن علي(عليهما السلام) اين عکس العمل را از افراد بني هاشم و صحابه و يارانش ديد و آن کلمات و جملاتي که دليل بر آگاهي و احساس مسؤوليت و وفاداري آنان به مقام امامت بود، شنيد در ضمن دعا براي آنان" جزاکم الله خيرا؛ خدا به همه شما پاداش نيک عنايت کند" قاطعانه و صريح فرمود: إني غداً أقتل و کلکم تقتلون...؛ من فردا کشته خواهم شد و همه شما، و حتي قاسم و عبدالله شيرخوار، نيز با من کشته خواهند شد."

همه ياران آن حضرت با شنيدن اين بيان يک صدا چنين گفتند: ما نيز از خداي بزرگ سپاسگزاريم که با ياري تو به ما کرامت و با کشته شدن در رکاب تو به ما عزت و شرافت بخشيد. اي فرزند پيامبر! آيا ما نبايد خشنود باشيم از اين که در بهشت با تو هستيم؟

طبق نقل خرائج راوندي امام پرده را از جلو چشم آنان کنار زد و يکايک آنان محل خود و نعمت هايي که در بهشت برايشان مهيا شده است مشاهده نمودند.

منبع : کتاب سخنان حسين بن علي عليهما السلام ، از مدينه تا کربلا ، محمد صادق نجمي ، ص 198.

نوشته شده توسط رامین در 11:15 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 14 بهمن1384
یا ابا عبدلله
نوشته شده توسط رامین در 11:32 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 14 بهمن1384
مظلوم حسین
نوشته شده توسط رامین در 11:29 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 14 بهمن1384
حسین
نوشته شده توسط رامین در 11:25 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 14 بهمن1384
تاسوعا و عاشورا
نوشته شده توسط رامین در 11:21 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 14 بهمن1384
السلام علیک
نوشته شده توسط رامین در 11:19 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 14 بهمن1384
دیوانه ی عاشق
نوشته شده توسط رامین در 11:15 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 14 بهمن1384
سینه زنی

مراسم سینه زنی امام حسین(ع)

نوشته شده توسط رامین در 11:14 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 14 بهمن1384

نوشته شده توسط رامین در 11:10 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه 11 بهمن1384
یا حسین
نوشته شده توسط رامین در 4:42 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه 11 بهمن1384
ماه محرم..........

به نام خدا

من از طرف خودم و همه ي بچه هاي کلاس سوم رايانه

 فرا رسيدن ماه محرم و شهادت امام "حسين" (ع) و "هفتاد و دو تن" از 

 ياران آن حضرت را به شما و خانواده ي محترمتان تسليت عرض مي نمايم.

 

نوشته شده توسط رامین در 4:31 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 2 بهمن1384
توجه توجه............
با عرض سلام خدمت شما عزیزان وبا امید به اینکه از وبلاگ من خوشتون بیاد لطفا بعد از بازدید نظرات خودتون رو بدید اگه پیشنهاد یا انتقادی دارید به من بگید 
نوشته شده توسط رامین در 6:2 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 2 بهمن1384
صحبت پدر و دختر

چشمهایت را به روی دلتنگی ها ببند. به روی حسرت ها و فاصله ها...

اگر الفبای عشق، مرا یاری نماید می خواهم از لحظه های غریب تنهایی ات

شعری نو بسازم و پیش کش چشمان دریایی ات نمایم. در میان شعرهایم

کلماتی آرام خفته اند که محتاج محبت اند.

 

      پس بیا یاریم کن تا به آهنگ دلت زیبا بسرایم.

مقدم قلب پاک و پر احساست را به این سرای دوستی به دیده ی منت می نهم.

*****

          برای دخترم نیلوفر...

 

          دختـــــرم، نیلـوفــــرزیبــای مــن        عطر تو پیچیده در دنیای من

          تــو گلـــی، آرامـش جــان منــــی         تا سحر امشب تو مهمان منی

          بستــرم را امشبــی گـل بستــه ام         با گل نیلوفــرآذیــن بستــه ام

          می نویسـم امـشب از چشمـان تـو        ای فــدای گرمــی لبهای تـــو

          چشم مستت خواب خوابم می کنـد         از غم و غمها رهایم می کـند

           دوسـت دارم بـوسـه بارانـت کنـم         ای گـل نیلوفـر،آرامـت کنــم

          دوست دارم با لای لای قصه هـا           با شمیم نستـــرن خوابـت کنم

*****

نوشته شده توسط رامین در 11:25 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 2 بهمن1384
بازم سقوط...........
سقوط هواپيماي مسافري نيجريه 103 كشته
 
سخنگوي سازمان هواپيمايي غيرنظامي نيجريه اعلام كرد بعدازظهر شنبه 10 دسامبر در جريان سانحه هوايي براي يك فروند هواپيماي مسافري شركت هوايي سوسوليسو ايرلاينز نيجريه در فرودگاه پورت هاركورت در ايالت ريورز 103 سرنشين اين هواپيما كشته شده و تنها 7 نفر زنده مانده‌اند
.
به گزارش راديو بين‌المللي فرانسه، سام اودوروگوبويه سخنگوي سازمان هواپيمايي غيرنظامي نيجريه گفت يك فروند هواپيماي DC-9 با 110 سرنشين كه از شهر آبوجا پايتخت نيجريه به پورت هاركورت پرواز كرده بود هنگام فرود در فرودگاه پورت هاركورت نتوانست در باند فرود آيد و سرنگون شد و آتش گرفت.
در اين سانحه 103 سرنشين اين هواپيما كه متعلق به شركت هوايي سوسوليسو ايرلاينز بود در شعله‌هاي آتش سوخته و جان سپردند. تنها 7 نفر زنده مانده‌اند كه در بيمارستان بستري شده‌اند
 
نوشته شده توسط رامین در 11:11 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 2 بهمن1384
تهدید............
تهديد به انفجار بمب براى سرقت از بانك

شايعه بمب گذارى در بانك ملت شعبه هجرت تهران، از سوى يك سارق باعث سرگردانى مردم و تعطيلى كار اين بانك شد. ساعت ۱۲ و ۱۲ دقيقه ظهر ديروز، فردى با مراجعه به رئيس بانك تقاضا مى كند كه دلارهاى تقلبى او را تبديل كند كه با ممانعت رئيس بانك، فرد كلاهبردار تهديد مى كند در صورت عدم همكارى، بانك را تا دقايقى ديگر با انفجار بمب كار گذاشته شده ويران خواهد كرد. وقتى اين سرقت با بمب به پليس گزارش شد، مأموران انتظامى بلافاصله پس از اقدام فرد در محل حضور يافته و سارق را دستگير كردند اما در بررسى خود بمبى را كشف نكردند. به گزارش «مهر»، با وجود اينكه احتمال بمب گذارى در بانك وجود داشت مأموران نيروى انتظامى از خروج مراجعين حاضر در بانك ممانعت كردند. علت اين كار، شناسايى احتمالى همدست يا همدستان فرد مورد نظر بوده است. بنابرهمين گزارش، مأموران با بررسى و جست وجوى دقيق، هيچ بمبى را در بانك نيافتند
نوشته شده توسط رامین در 11:9 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 2 بهمن1384
دو سارق.......
دخترعمو و پسرعمو سارق بودند

پسرعمو و دخترعمويى كه با سوار كردن مردم به خودروى خود اقدام به سرقت اموال آنها مى كردند، دستگير شدند. به گزارش ايسنا، چندى پيش يك دستگاه خودروى پيكان آبى رنگ در محدوده شهرك كاروان مورد سوءظن مأموران قرار گرفت و پس از تعقيب و گريز مخفيانه متهم ۱۶ ساله اين پرونده با فريادهاى مالباخته كه به عنوان مسافر سوار خودرو شده بود، توسط مردم دستگير شد. طبق گزارشات مندرج در پرونده خودروى پيكان توسط مأموران تحت تعقيب قرار گرفت و راننده خودرو كه پسر ۲۳ ساله و همدست اين دختر بوده نيز بازداشت شد. در حال حاضر اين پسر در بازداشت به سر مى برد و دختر متهم پرونده نيز به اتهام سرقت و صدور قرار مجرميت به زندان اوين فرستاده شده است
نوشته شده توسط رامین در 11:8 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 2 بهمن1384
گرفتن عکس......
 
عکس با نقاب زنان و ریش مردان در الجزایر ممنوع شد
 
دولت الجزاير اعلام کرد که استفاده از عکس‌هاي با نقاب زنان و مردان ريش‌دار در اوراق هويت و گذرنامه ممنوع است:
 
جنبش اصلاح ملي که تشکلي ملي – مذهبي، و بزرگترين جناح اسلامي در مجلس الجزاير است، گفت اين اقدام دولت، مخالف با حقوق بشر است و به دستور دشمنان اسلام صورت گرفته است. سخنگوي دولت الجزاير گفت، اين اقدام براي جلوگيري از سوء استفاده تروريستي از مدارک و پاسپورت‌هايي است که صاحبان با نقاب يا با ريش آنها، قابل شناسايي نيستند؛ و با اشاره به قوانين بين‌المللي و قوانين داخلي اين کشور، عکس‌هاي اوراق هويت، بايد همه چهره صاحب مدرک را نشان دهد. جنبش اصلاح ملي، با انتشار بيانيه‌اي، از دولت اين کشور خواست تا تصميم خود را لغو کند
نوشته شده توسط رامین در 11:6 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 2 بهمن1384
ساخت مسجد و مایکل جکسون
مايكل جكسون و ساخت مسجد
 
آفتاب : مايكل جكسون خواننده برجسته پاپ، مبلغ زيادی را برای ساخت مسجدی نزديك قصر باشكوهش در منامه اختصاص داد.
سخنگوی مايكل جكسون با اعلام اين خبر گفت: هدف وی از ساخت اين مسجد ترويج اصول و مبانی اسلام است.
وی اختصاص سرمايه خود را برای ساخت اين مسجد به نشانه قدردانی از مردم بحرين اعلام‌كرد كه پس از بحران‌های به وجود آمده برای وی با او بسيار خوش‌رفتار بوده‌اند
نوشته شده توسط رامین در 11:5 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 2 بهمن1384
حذف ایران..........
پیشنهاد حذف ایران از جام جهانی
 
سارا معصومی: بازتاب سخنان محمود احمدی نژاد به دنیای ورزش هم رسیده است
.
رویترز در خصوص این ماجرا می نویسد: ولف گانگ اوارات از داوران سابق بین المللی فوتبال از جامعه بین المللی در خواست کرده است که به دلیل اظهارات محمود احمدی نژاد در خصوص انتقال اسرائیل به منطقه ای در اروپا، این کشور را از حضور در جام جهانی محروم سازد.
اوارات که از اعضای تیم برنده جام جهانی آلمان غربی در سال 1974 است مدعی شد که فیفا باید بحث ممانعت از حضور ایران در جام جهانی به دلیل اظهارات محمود احمدی نژاد را مورد بررسی قرار دهد.
این داور آلمانی در ادامه سخنانش گفت: چنین اظهاراتی از جانب یک مقام عالی رتبه یک کشور می تواند باعث خروج این کشور را از صحنه مسابقات جام جهانی شود
 
نوشته شده توسط رامین در 10:59 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 2 بهمن1384
معلم ژاپنی........
معلم ژاپني، دانش آموز زبان دراز را كشت 
معلم ژاپني دانش آموزي را كه با او مشاجره كرد با چاقو كشت.سايانو هوريموتو، 12 ساله روز شنبه در كلاس درس كشته شد.
به گزارش بي.بي.سي ، پليس گفت يو هاگينو، معلم 23 ساله يك مدرسه خصوصي در شهر يوجي در استان كيوتو، به اتهام قتل اين دختر مدرسه اي دستگير شده است.
يو گفت به اين دليل دختر را كشته كه با او مشاجره كرده بود.
رسانه هاي محلي گفتند متهم ادعا کرده دختر او را مسخره كرده بود. پليس گفت دوربين مخفي كلاس پيش از اين جنايت از كار انداخته شده بود
 
نوشته شده توسط رامین در 10:58 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 2 بهمن1384
حتما"اینو بخون......
گزارش‌ روز مکزيک، پرتغال‌ و آنگولا از همگروهى‌ با ايران‌ خوشحالند

نام‌ ايران‌ که‌ از گلدان‌ چهار بيرون‌ آمد و مشخص‌ شد بايد با مکزيک، پرتغال‌ و آنگولا بازى‌ کنيم‌ ناگهان‌ صداى‌ شادى‌ فردوسى‌پور و جاودانى‌ به‌ هوا بلند شد اما عادل‌ کمى‌ که‌ فکر کرد متوجه‌ شد که‌ نه! اين‌ قرعه‌ آنقدرها هم‌ که‌ به‌ نظر مى‌رسد آسان‌ نيست. چهره‌ خندان‌ برانکو هم‌ نشان‌ مى‌داد که‌ او تا حد بسيارى‌ از قرعه‌ ايران‌ راضى‌ است‌ اما سرمربى‌ تيم‌ملى‌ در مصاحبه‌اش‌ گفت: «در گروه‌ دشوارى‌ قرار داريم. پرتغال‌ نايب‌ قهرمان‌ اروپاست. توانايى‌ مکزيک‌ را هم‌ در جام‌ کنفدراسيون‌ها ديديم. ما براى‌ ايستادن‌ در جايگاه‌ دوم‌ مبارزه‌ مى‌کنيم‌ مکزيک‌ و پرتغال‌ نامزدهاى‌ صعود از گروه‌
D هستند و ما بايد تلاش‌ کنيم‌ که‌ در گروهمان‌ دوم‌ شويم!» تيم‌ ما روز 21 خرداد 85 اولين‌ بازى‌ خود را در فرانک‌ اشتاديون‌ نورنبرگ‌ مقابل‌ مکزيک‌ برگزار مى‌کند. ريکاردو لاولپه‌ سرمربى مکزيک‌ درباره‌ قرعه‌ موجود به‌ شبکه‌ تلويزيونى‌ آستکاى‌ مکزيک‌ گفت: «من‌ دوست‌ نداشتم‌ با تيم‌هاى‌ نيرومند اروپايى‌ رو به‌ رو شويم‌ که‌ چنين‌ شد. البته‌ براى‌ من‌ اين‌ گروه‌ آسان‌ نيست.» رافائل‌ مارکز مدافع‌ مطرح‌ و سرشناس‌ بارسلونا هم‌ به‌ اين‌ شبکه‌ مکزيکى‌ گفت: «کمى‌ خوش‌شانس‌ بوديم‌ که‌ در اين‌ گروه‌ قرار گرفتيم. گروه‌ خوبى‌ است‌ و مى‌توانيم‌ کارهاى‌ فراوانى‌ انجام‌ دهيم».
اسوالد سانچس‌ هم‌ با مارکز هم‌ عقيده‌ است: «باور دارم‌ که‌ با خوش‌شانسى‌ در اين‌ گروه‌ قرار گرفتيم‌ اما هيچ‌ تضمينى‌ وجود ندارد تمام‌ حريفان‌ ما خطرناک‌ هستند. باتوجه‌ به‌ آمار، تکليف‌ پرتغال‌ روشن‌ است‌ آنگولا را نمى‌توان‌ دست‌ کم‌ گرفت، آنها نيجريه‌ را کنار زدند. ايران‌ هم‌ هميشه‌ در رقابت‌هاى‌ جام‌جهانى‌ تيم‌ خوبى‌ است».
بورگتى‌ مهاجم‌ مکزيک‌ که‌ در بولتون‌ انگليس‌ بازى‌ مى‌کند و به‌ زوروى‌ صحرا شهرت‌ دارد مى‌گويد: «به‌ اين‌ گروه‌ اطمينان‌ فراوانى‌ دارم‌ ما بايد از تمام‌ توانمان‌ استفاده‌ کنيم‌ و به‌ عنوان‌ تيم‌ اول‌ به‌ يک‌ هشتم‌ نهايى‌ برويم».
دومين‌ بازى‌ ايران‌ روز 27 خرداد مقابل‌ پرتغال‌ و در ورزشگاه‌ اصلى‌ شهر فرانکفورت‌ برگزار مى‌شود. لوئيز فيليپه‌ اسکولارى‌ (فيل‌ بزرگ) سرمربى‌ برزيلى‌ پرتغال‌ در مورد گروه‌D مى‌گويد: قرعه‌ متعادلى‌ است. نمى‌توانيم‌ نسبت‌ به‌ اين‌ قرعه‌ شکايت‌ کنيم‌ هر تيمى‌ بايد خود را در داخل‌ زمين‌ خوشبخت‌ کند. هيچ‌ تيمى‌ نمى‌تواند بگويد در يک‌ گروه‌ بسيار راحت‌ قرار گرفته‌ايم». فرناندو ميرا مدافع‌ تيم‌ملى‌ پرتغال‌ هم‌ در مورد همگروهى‌ با ايران، آنگولا و مکزيک‌ گفته: «بازى‌هاى‌ جالبى‌ مى‌شود. من‌ در آنگولا دوستان‌ بسيارى‌ دارم‌ و اين‌ ديدار برايم‌ جذاب‌ خواهد بود».
گيلبرتو ماديل‌ رئيس‌ فدراسيون‌ فوتبال‌ پرتغال‌ نگاهى‌ منطقى‌ به‌ قرعه‌کشى‌ دارد: «نه‌ تنها مکزيک‌ که‌ در سيدبندى‌ سرگروه‌ بود بلکه‌ ايران‌ و آنگولا هم‌ جزو تيمهاى‌ باکيفيت‌ محسوب‌ مى‌شوند
سومين‌ ديدار ايران‌ روز 31 خرداد در لايپزيک‌ مقابل‌ آنگولاست. لوييز اوليورا گونزالس‌ سرمربى‌ اين‌ تيم‌ به‌ پيروزى‌ تيمش‌ مقابل‌ ايران‌ مطمئن‌ است: «باوجود آنکه‌ ايران‌ يک‌ رقيب‌ قوى‌ است‌ اما مى‌توانيم‌ اين‌ تيم‌ را شکست‌ دهيم! در گروه‌ ما پرتغال‌ نامزد اصلى‌ صعود است‌ و رسيدن‌ به‌ مرحله‌ دوم‌ کار سختى‌ است. به‌ اعتقاد من‌ ايران، مکزيک‌ و آنگولا تقريباً‌ در يک‌ سطح‌ بازى‌ مى‌کنند و هدف‌ ما صعود به‌ مرحله‌ يک‌ هشتم‌ نهايى‌ است.» گونزالس‌ تاکيد کرده‌ که‌ قصد دارد با تهيه‌ فيلم‌ ويديويى‌ بازى‌هاى‌ ايران‌ از کيفيت‌ بازى‌ ما مطلع‌ شود اين‌ مسأله‌ نشان‌ مى‌دهد که‌ او از تيم‌ ما شناخت‌ چندانى‌ ندارد.
مکث‌
پيتر هايده‌ کارشناس‌ و دبير بخش‌ ورزشى‌ خبرگزارى‌ آلمان‌(dpa) در مورد قرعه‌ ايران‌ مى‌گويد: «شما در گروه‌ دشوارى‌ قرار داريد. پرتغال‌ تيم‌ نيرومندى‌ است‌ و بازيکنان‌ بزرگى‌ دارد. آنگولا از بازيکنان‌ باانگيزه‌ و محکمى‌ برخوردار است‌ و سرانجام‌ مکزيک‌ که‌ مهاجمان‌ خطرناکى‌ دارد و در جام‌ کنفدراسيون‌ها هم‌ خودنمايى‌ کرد. به‌ نظر من‌ ايران‌ بيست‌ تا 25 درصد شانس‌ صعود دارد».
نوشته شده توسط رامین در 10:55 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب