در دستانم دو جعبه دارم كه خدا آنها را به من هديه داده است .
او به من گفت :
غمهايت را در جعبه سياه و شاديهايت را در جعبه طلايي جمع كن .
من نيز چنين كردم و
غمهايم را در جعبه سياه ريختم و شاديهايم را در جعبه طلايي !
با وجود اينكه جعبه طلايي روز به روز سنگين تر مي شد
اما از وزن جعبه سياه كاسته مي شد !
در جعبه سياه را باز كردم و با تعجب ديدم كه ته آن سوراخ است !!!
جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم : پس غمهاي من كجا هستند ؟!
خداوند لبخندي زد و گفت : غمهاي تو اين جا هستند ، نزد من !
از او پرسيدم : خدايا ، چرا اين جعبه ها را به من دادي ؟
چرا اين جعبه طلايي و اين جعبه ي سياه سوراخ را ؟
و خدا فرمود :
بنده ي عزيزم ، جعبه ي طلايي مال آنست كه قدر شاديهايت را
بداني و جعبه سياه ، تا غمهايت را رها كني !

..................................................................................
از همه ي عزيزاني كه اين مدت نبودم و فراموشم نكردن و جوياي حالم بودن واقعا ممنونم و از همشون با وجود اينكه مدت زيادي بين فرستنده هاي مطالب نبودم ولي مطالبمو با وقت خوندن سپاسگذاري مي كنم.

اگر عمري باقي باشه حتما بازم مطالبي كه قابل استفاده باشه مي فرستم .
آرزو مي كنم همه ي دوستان خوب و مهربونم هميشه شاد و موفق باشن
باران


.تفکر بیرون زدن است
Thinking is going out,
.عدم تفکر درون زدن است
Nonthinking is going in.
فکر کن، و خواهی دید که
.از خود دورتر و دورتر خواهی شد
think, and you have started moving
away from yourself.
داشتم فکر می کردم به صدای تولد
تولد هر چيزی يک صدای خاص دارد
تولد يک نوزاد ، تولد يک جوجه اردک , تولد يک جوانه گندم ...
خاک را شکافتن و دانه در آن نهادن , چقدر برای من لذت بخش است
دانه را پوشاندن و به انتظار نشستن , چقدر بيشتر برايم لذت بخش است
خاک سنگ دارد , و خارهای خشک
و گاهی لانه مورچه های ريز و سياه هم خراب می شود
و مورچه های هراسان , انگشتان آدم را گاز می گيرند
اما نفوذ , سرسختی می خواهد
جای دانه , گرمترين گوشه دل خاک است
آن جايي که کمی هم رطوبت باران روزهای قبل را دارد
گاهی دلم می خواهد جای يک دانه باشم ,
کسی از راه برسد و مرا در گرمترين گوشه دل خاک بکارد
کسی چه می داند
شايد جوانه های خجالتی و سبز رنگ دل سرخ من ,
آن زير ها تقلايي بکنند
و من ريشه هايم را محکم کنم
سالهاست که من تشنه جرعه ای آب
قطره ای نوازش
و اندکی خواب هستم
خوابی که سرانگشتان نوازشگر آفتاب , بيدار گر آن باشد
نه صدای گوشخراش زنگ ساعت شماطه دار ...
بيچاره مادر ! گفتم : مادر ! گفت : جانم ! گفتم :درد دارم . گفتا :به جانم . گفتم :خسته ام ! گفت :پريشانم . گفتم :کجا بخوابم ؟ گفت :روی چشمانم . گفتم : گرسنه ام ! گفتا: بخور نانم . ........واما يکبار هم نگقتم : هاي های مادر من ! من خوبم . خوشبختم . شادم ..... يکبار هم نگفتم . همه اش از درد گفتم ...... .............همه اش هز رنج گفتم . هی وای مادرم .........ای وای مادرم !
خدا به خیر کنه ! این ساعت مجهز است به یک صدای ۹۵ دسی بلی (!!!) و یک نورافکن بسیار قوی و یک صفحه لرزاننده که می توانید آن را در تختتان کار بگذارید.
موقع زنگ که بشود راه می افتد ! اول از پاتختی یا قفسه پایین می پرد و بعد می چرخد و فرار می کند. اگر هم بلند شوید و دستگیرش کنید آنقدر می لرزد که نتوانید دگمه خاموش را به راحتی پیدا کنید.
![]()
صبح تخم می گذارد و تا تخم ها را از زمین جمع نکنید و در دهانش نگذارید، قد قدش را متوقف نمی کند.
![]()
یک حشره / هلیکوپتر لعنتی بیدار کننده. موقع زنگ زدن از قفس فرار می کند و به پرواز در می آید. باید بلند شوید و با ورجه وورجه مثل یک پشه مزاحم بگیریدش و دوباره در قفسش بگذارید.
![]()
نارنجک صوتی ! در اصل یک ساعت نیست بلکه یک بیدار کننده است. ضامن را می کشید و پرتش می کنید در اتاق یا تخت کسی که خوابیده و باید بیدار شود. بعد از ده ثانیه صدای بسیار ناهنجاری را شروع می کند که می تواند روی بسیار بلند تنظیم شود. مشکل اصلی اینجاست که برای خاموش کردنش هم طرف حتما باید بلند شود و شما را پیدا کند تا ضامن را دوباره در نارنجک فرو کنید.
![]()
و اینهم گل سر سبد ساعت های لعنتی. موقع خوابیدن دگمه زنگ زدن برای فردا را فشار می دهید. ساعت بی سر و صدا راه می افتد، از پاتختی پایین می آید و آنقدر راه می رود تا در یک گوشه از اتاق مخفی شود. صبح که شد برای پیدا و خاموش کردن اش باید از تخت بیرون بیایید. هنر ساعت اینجا است که هر روز یک جای جدید و متفاوت با قبل برای مخفی شدن پیدا می کند.


3- تعویض روغنی می زنه...ورشکست می شه

4- رستوران می زنه..ورشکست می شه

5- کتاب فروشی می زنه.... درش رو می بندن...

منم از طرف خودم پیروزی جوانان ایران
برای استفاده از انرژی هسته ای رو به
همه ی شما عزیزان تبریک میگم.![]()
-آیا میدانستید که همه نوزادان میگو نر متولد میشوند و بعد از چند هفته بخشی از نوزادان به ماده تبدیل میشوند
-یا میدانستید که تعداد افرادی که در اثر گزندگی زنبور میمیرند بیش از افرادی استند که در اثر مار گزدگی
-
- ۶۰درصد مبتلایان به ایدز در ایران معتاد تزریقی هستند. ادامه مطلب ...
-
- دومین مرکز ساماندهی معتادان خیابانی درمنطقه آزادی افتتاح میشود. ادامه مطلب...
-
- انجام جديدترين روش جراحي پاركينسون براي اولين بار در ايران. ادامه مطلب...
-
- يك روانشناس: اكثر والدين از بردن كودكانشان نزد رواندرمانگر خودداري مي كنند. ادامه مطلب...

-
جوك
-
پياز و سير با هم دعوا مي کنن، سير به پياز
مي گه: حيف که سيرم و الا مي خوردمت -
.
-
مورچه هه به تنهايي ۲ تا گندم ور مي داره، ديسک کمر مي گيره
-
.
-
مي خواستن کچلي را ترور کنن، تو سشوارش بمب کار مي ذارن و به شامپوش مواد شيميايي مي
-
ريزن
-
-
سوسکه مست مي کنه و مي ره جلوي دم پايي و مي گه: بزن، ده بزن ديگه لعنتي
-
!!!
-
-
مردي مي ره لامپ مهتابي بخره، داخل دکوني مي شه ولي چون نمي دونست چي بگه، مي گه: ببخشين حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدين !!!
-
-
اگه حيوونا قرار بود شغلي انتخاب کنن، حتما وال ملوان، گورخر زنداني، لک لک شالي کار، دارکوب نجار، زنبورعسل قناد، بلبل خواننده، کرم ابريشم بافنده، ميمون بندباز و کبوتر پستچي مي شدند.
-
-
طرف مي ره و در يخچال رو باز مي کنه و مي بينه: ژله هه داره مثل بيد مي لرزه، بهش مي گه: نترس ميخوام پنير بخورم.
-
-
تو سر يه ترکه کاغذ مي خوره در جا مي ميره ، کاغذ رو بار مي کنند مي بينند توش نوشته شده آجر
-
-
زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نميبيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درميآورم!
-
مرد: قسم ميخوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم
-
!
-
-
ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نميدي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم!
-
-
احمق كسي است كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشد. مطمئني؟ صددرصد

با تشکر رامین
مگس مزاحم جوانان هم اختراع شد!
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل پایگاه اینترنتی داچ ویلز هوارد استاپلتن یک مخترع انگلیسی که پیش از این مشاور امنیتی بوده است دستگاهی اختراع کرده است که صداهایی ناهنجار و اعصاب خردکن ایجاد میکند اما این صداها را فقط افراد زیر 20 سال میشنوند و تقریبا هیچ انسان بالای 30 سالی نمیتوانداین صداها را بشنود.
این دستگاه که «مگس» نامیده شده است صداهایی گوشخراش ایجاد میکند که فرکانس آن به گونه ای تنظیم شده است که گوشهای سالخورده (بالای 30 سال) اصولا نمیتوانند آنرا بشنوند حال آنکه همه زیر 20 سالها دقیقا آن را احساس میکنند.
از این دستگاه برای فراری دادن جوانان از محلهایی استفاده خواهد شد که علی رغم رضایت صاحبان آنها پاتوق جوانان انگلیسی شده است.
کارشناسان پس از آزمایشات اولیه این اختراع ضد جوان که موفقیت آمیز نیز بوده است ابراز نظر کرده اند که احتمالا بسیاری از جوانان فروشگاهها خواهان چنین ابزار جوان فراری ده هستند و مخترع آن یعنی آقای استاپلتن میلیونر خواهد شد.
شایان ذکر است که در مرحله آزمایش این دستگاه در یک فروشگاه در ولز جنوبی جوانانی که از نصب این دستگاه بی خبر بودند ابتدا با انگشتهای فروکرده در گوشهای خود قصد وارد شدن به مغازه و تذکر به صاحب آن را داشتند اما وقتی احساس کردند که کسی غیر از آنان این صدا را نمیشنوند به تعبیر صاحب مغازه: زدند به چاک!


|
اجي مجي لا ترجي |
![]() |
.jpg)
.gif)
![]() |
و آقا 92 ساله شد! |
.gif)
گرفت خورشید در 9 فروردین 1385
هراسان مباشید
عشق خداوند بر شما جاری است
در اندیشه مباشید که چگونه رهسپار گشتید
آسمان در انتظار شماست
آسمانی آبی و آزاد
همراه با زیبا ترین نغمه نور
که بر هیچ یک از بزرگ شدگان زمین نواخته نگشت
در کنار تنها رهگذر سبز جاده خاکستری رنگ زندگی
به هیاهویی شگفت انگیز می نشستیم به انتظار
انتظار برای رسیدن به کودکی
به بالهای سپید
به دنیایی پر از حقیقت
و به چشمان پیام آوران نور ...
آیا بر آن گوهر درونی ، امین ماندیم
و یا در پس اولین شعله فریب
آنرا خاموش ساختیم
بر حقیقتی که آنرا در تمام لحظات نور
به قوتی که بر ما بخشید احساس نمودیم
لیکن ، تنها آنانی پذیرفتند
که شجاعتی بر دل بداشتند
و نه آنانکه خویش را در پس پرده دنیا پنهان نمودند
و ما را فریب دهنده نامیدند
محبت را تجربه نما
و به راستی خداوند ایمان آور
و بمان با کودکان
آنانکه با خداوند عهد دوستی بستند
خاك جان يافته است نكند سنگ شوي نكند بااين همه شور دلتنگ شوي
شاد باشيد و هميشه بهاري
سلام
عید همتون مبارک


سلام عزیزانم
حالتون خوبه؟ سال نو رو پیشاپیش بهتون تبریک میگم چون میدونم شاید برای عرض تبریک نتونم به موقع بیام.مطالب زیر رو بخونید ودرسال جدیدحتماً بکاربگیرید تاموفق باشید.
خانه تمیز است.لباسهای نوبرتن کرده ای وحالا کنارسفره هفت سین درکناراعضای خانواده هستی.صدای ملکوتی تلاوت قران به گوش میرسد.سفره زیباییست.همه منتظر حلول سال نو. هیجانی تمام وجوداعضای خانواده رادربرگرفته
همه جاتمیزوخوب است و همه چیز نو.
ولی آیا براستی همه چیزرانوکردهای؟آیاسراغ ذهنت نیزرفته ای؟گردو غبار سالیان سال را ازگنجینه های ذهنت زدوده ای؟ آیا برای روح وروانت نیز رختی نو وپاک دوخته ای؟
حتماً که همینطوراست.
بیا باهم به صندوقخانه دلمان برویم وآن رابرای سال نو گردگیری کنیم واگرآنجا چیزهائی یافتیم که بدردمان نمیخورد چه بهتر که آنها را بدور بیاندازیم ومنتظر ورود افراد واشیائی نوباشیم.برای چیزهای تازه جابازکنیم.شاید بعضی خاطره هارادوست داشته باشیم پس آنها را گردگیری کرده سرجایش میگذاریم ولی خاطرات بد ممکن است اینده مان را هم آلوده کنند آنها آلوده هستند و باید دور بریزیمشان.
عزیزان درسال نو کینه وخشم ونفرت رادوربریزیم تا ذهن وروح وقلبمان رافاسد نکنند وبجای آن دوستی ومهرومحبت را جایگزین کنیم وگذشته رارهاکنیم.باشه؟
چیدن سفره هفت سین
این سفره یک سفره خیالی وپوچ وبی معنی نیست بلکه نشانه ای ازآنست که درآغاز
سال که روز وسال نو میشود ما نیز نفس خویش راتهذیب کنیم وبرآن تزکیه ارج نهیم تا خداوندی که هفت آسمان را آفریده وهفت دریا رازیرآن نشانیده وبدین وسیله هفت نماد رافراروی ماقرار داده وبه مانشان میدهدکه به کدامین وجه زندگی خویش راسپری کنیم وبا نشستن وبرخاستن درکناراین سفره اسطوره ای عشق وصفاوپاکی ای را که درآن
وجود دارد در جسم وروح خود منعکس کنیم
اولین سین سنجد
سنجدنماد سنجیده عمل کردن است.سنجد را براین باور بر سفره میگذارند که هرکس باخویشتن عهدکند که درآغازسال هرکاری را سنجیده انجام دهد.سنجد نشانه گرایش به عقل است .احترام به تفکروترویج وخردمندی.اولین چیزی که خداوند آفرید عقل بود پس عقلانیت را ارج مینهیم و خردمندی را بزرگ.
دومین سین سیب
دومین سینی که برسفره مینهند سیب است که نماد سلامتی میباشد.
سومین سین سبزه
سبزه پس ازسنجدوسیب بر سفره گذاشته میشود که نشانه خرّمی وشادابی وخوش اخلاقی است.سبزی باخود شادابی نیکویی وزندگی را بهمراه می آورد.
من باخویشتن عهد میکنم که دراین سال شادو خوش خلق وخوش اخلاق باشم.
رنگ سبز ارتعاش افکارمارا موزون نگه میدارد وبه ما آرامش میدهد
چهارمین سین سمنو
سمنو مظهرصبرومقاومت وعضو عدالت وقدرت است.
پنجمین سین سیر
سیربه نشانه دست نگه داشتن ازتجاوزبه سفره هفت سین راه یافته تاپای راازگلیم خویش بیرون ننهیم .سیرنمادمناعت طبع است یعنی انسان باید همواره باقناعت برجهان بنگرد که انسان قانع ازنفس کریحش برترازانسان قانع به دارندگی ثروت است.
پس سیرکه نشانه قناعت ویادآور امتناع ازتجاوزاست رابرسرسفره مینهیم تاانسانی عاقل سالم شاداب قوی وقانع باشیم.سیرچشمی وچشم سیری ازبزرگترین صفات انسان برتر میباشد.
ششمین سین سرکه
سرکه نماد پذیرش ناملایمات ونماد رضاوتسلیم است.واقف براین نکته هستیم که زندگی پیوسته توام بارنج ومشقت وزحمت است وهیچ انسان متعهدوبامسئولیتی نیست که بدون دغدغه بتواند به زندگی ادامه دهد.خداوند زمین وآسمان وانسان راآسوده وبی غم نیافرید وسرکه گویای نکته ایست ازتسلیم دربرابررخدادهای ناگوارزندگی.
وهفتمین سین سماق
آخرین سین سفره هفت سین سماق است.سماق نمادصبروبردباری وتحمل دیگران است.صبربه انسان میاموزدکه درگذرزندگی خستگی رابایدخسته کندوکام رابیابد.
پس بیائید باایمان به چنین ارزشهایی سال نوراآغازکنیم وباگرایش به عقل وغلبه برترس واضطراب تصمیم بگیریم زندگی را ازنوبسازیم....
آه ای خالق متعال
پروردگار هستی
قلبم را باعشق وسپاس به پاس شادی امروز پُرمیکنم
امروزدعامیکنم که بابرخورداری از انرژی ربّانی ازخواب
برخیزم
امروز دعا میکنم که دهنده وگیرنده عشق باشم
امروزدعا میکنم که دهنده وگیرنده خنده باشم
امروز دعامیکنم که دهنده وگیرنده نورباشم
آه ای خالق بی همتا ای هستی بخش عالم
به من کمک کن تاقلبم راهرچه بیشتر به یمن شادی امروز لبریز از عشق وسپاس کنم
گره باز نشدني دو سرنوشت
| چهارشنبه سوری
اگر فرصت ندارید فیلم را ببینید ، اگر فرصت دارید ، آنرا دوباره خوب ببینید ! برنده 4 سیمرغ بلورین بهترین گارگردانی / بازیگر نقش اول زن / تدوین / منتخب مردم ازجشنواره فیلم فجرامسال آدرس سایت http://4shanbesori.ir |
طراح ای قالب جواد جون پسر خالم هستش
هر کس درخواست قالب داره میتونه به وبلاگ
((خارگ قالب)) تو قسمت پیوندها مراجعه کنه.
انرژي
با احداث واحد دوم متانول خارک، آلايندگي گازهاي همراه نفت در خليج فارس کاهش مي يابد
قلم سبز ايران – با احداث واحد دوم متانول خارک ميزان آلايندگي گازهاي همراه نفت در خليج فارس کاهش مي يابد.
به گزارش قلم سبز ايران، قرارداد احداث واحد دوم متانول خارک با ظرفيت توليد ۶۶۰ هزار تن در سال چهارشنبه گذشته بين يک کنسرسيوم ايراني و شرکت پتروشيمي خارک به امضا رسيد.
براين اساس خوراک اين طرح گاز سبک است که به ميزان ۷۰ ميليون فوت مکعب در روز توسط شرکت نفت فلات قاره از پالايشگاه استحصال مايعات گازي در جزيره خارک تأمين مي شود. همچنين به منظور جلوگيري از انتشار گاز CO2 توليدي در واحد دردست احداث MEG خارک، اين گاز آلاينده به ميزان ۳۰ تن در ساعت به عنوان بخشي از خوراک متانول مصرف مي شود و به اين ترتيب از ميزان آلايندگي گازهاي همراه نفت در خليج فارس کاسته خواهد شد.
محصول متانول به عنوان محصول نهايي طرح داراي ارزش افزوده بالايي است و جهت صادرات درنظر گرفته شده است.
همچنين مدت زمان اجراي اين طرح ۳۰ ماه خواهد بود.
يكي از القاب امـام حسين در بسياري از زيـارتنامـه هـا و احاديث، مظلوم است، حتّي بعضي از آيات قرآن نيز به همين مطلب اشاره دارد
وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلوُماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَليِّهِ سُلْطَاناً وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا اَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون . سوره اسراء آيه 33 و سوره شعراء آيه 225
بـه عقيده بعضي از مفسرين اين آيـات بـه شهادت مظلومانه امام حسين و مظلوميت اهل بيت تفسير شده است
تفسير برهان جلد 2 ذيل آيات فوق
از دو جهت اين مظلوميت قابل بررسي است
الف: از ديدگاه قوانين و قواعد جنگي
در تمام جوامع بشري جنگها نيز آدابي دارد كه رعايت آن از سوي دوطرف ضروري است و تجاوز از آن امري غيرقانوني و غير انساني محسوب مي شود. در واقعه كربـلا بسياري از اعمال كـه بر امـام و اهـل بيت واصحابش روا داشته انـد در تمـام فرهنگ هاو جوامع انساني ظلم و ستم شناخته مي شود، از قبيل
ـ شكستن عهد و پيمان
ـ كشتن مهمان
ـ منع آب حتي از اطفال
ـ كشتن بچه ها در مقابل ديدگان مادر
ـ آتش زدن خيمه هاي زن و بچه هاي بي پناه
ـ هجوم بر اطفال و شكنجه دادن آنها و كشتن زن
ـ برهنه كردن بدن شهداء و تاختن اسب بر بدن آنان
ـ به اسارت گرفتن زنان و بچه ها وسخت گيري بر آنان
ـ شكنجه و در غل و زنجير كردن بيمار (امام سجاد عليه السلام ) وسخت گيري
ـ بريدن سرهاي شهداء و آويختن آن به گردن اسبها و نيزه ها
ـ نان و غذاي كافي ندادن به اسيران (مخصوصاً بچه ها) و اسكان در مكانهاي نا مناسب
ـ شكنجه اسيران با عبور دادن آنها از كنار بدن هاي پاره پاره و بدون سر آنان
ب:از ديدگاه دين مبين اسلام
پاره اي از ظلم و ستمها در روز عاشورا علاوه بر تخلف از قوانين جنگي، نقض آشكار دستورات دين اسلام بوده است از قبيل
ـ جنگ در ماه حرام
ـ كشتن فرزند و سبط پيامبر(صلي الله عليه وآله) وبرترين امت
ـ كشتن و اسير گرفتن زنان مسلمان و اطفال
ـ بي حرمتي به اجساد و مثله كردن و بريدن سر امام و شهداء
ـ حمله به امام در وقت اقامه نماز
ـ قتل صبر
امام سجاد (عليه السلام) فرمود : اَنَا بْنُ مَنْ قُتِلَ صَبْرَاً وَ كَفَي بِذَلِكَ فَخْرَاً
من فرزندكسي هستم كه به مرگ صبر او را به شهادت رسانده اند
قتل صبر: انسان يا جانداري را در حالي كه زنده است آن قدر به او ضربه و زخم وارد كنند تا بتدريج بميرد كه در اسلام از اين عمل نهي شده است
امام حسين (عليه السلام) با 33 زخم نيزه و 34 ضربه شمشير و... به شهادت رسيد
عاشورا و انتظار
امام چهارم حضرت سيد الساجدين زين العابدين علي بن الحسين از پدرش سيد الشهداء حسين بن علي عليهما السلام نقل مي كند كه پدرم فرمود : يا وَلَدي يا عَليّ وَاللهِ لا يَسْكُنُ دَمي حَتّي يَبْعَثَ اللهُ الْمَهديَّ فَيَقْتُلَ عَلي دَمي مِنَ الْمُنافِقينَ الْكَفَرَةِ الْفَسَقَةِ سَبْعينَ اَلْفاً
اي فرزندم، اي علي، به خدا قسم خون من از جوشش نمي افتد تا اينكه خداي متعال حضرت مهدي عج را برانگيزاند تا انتقام خون مرا از هفتاد هزار نفر از منافقين و فاسقين بگيرد
موسوعه كلمات امام حسين ص 371
عاشورا و انقلاب اسلامي
نهضت عاشورا به لحاظ ماهيت اسلام خواهي، اصلاح طلبي و ظلم ستيزي اش، همواره الهام بخش انقلابيون و حركتهاي اصلاحي بوده است، انقلاب اسلامي ايران نيز از آن سر چشمه سيراب شدو از محتواي عاشورا الهام گرفت، شرايط سياسي و اجتماعي ايران قبل از انقلاب، شبيه دوران بني اميه بود، فساد و ظلم حاكميت داشت، اسلام در حال فراموشي و انزوا بود، ابتذال فرهنگي غربزدگي، معروف شدن منكر، منكر شدن معروف، زندان وشكنجه آزاد مردان وحيف و ميل بيت المال و… ، همه شرايطي را به وجود آورده بود كه اصلاحي عميق را مي طلبيد امام خميني (ره) با الهام از عاشورا، روح حماسه و غيرت ديني را در مردم دميد و آنان را به حكومت اسلامي و حاكميت ارزشهاي قرآني فرا خواند، همانند جدش سيد الشهداء مفاسد رژيم منحط طاغوت را بر شمرد و از تبيين مفاسد معاويه، يزيد، ابن زيـاد و … ذهنها بـه مفـاسد و مظـالم طاغوتيان منتقل مي شد. ولـذا مـردم مبارزات خـود را بـر ضد يـزيد زمـانـه مي دانستند و شعارهاي زمـان انقلاب، ايـن پيـونـد را تـائيد مي كند، مـردم مي گفتند .
نهضت ما حسيني رهبر ما خميني
عاشورا محور بسيج مردم و عنصر شهادت، به مبارزه مردم روح و جان مي بخشيد. بهره هاي عاشوراي حسيني به انقلاب اسلامي فراوان مي باشد و به تعبير امام خميني ره اگـر قيـام حـضرت سيّد الشهداء نبـود، امـروز ما هم نمي توانستيم پيروز شويم
غم عاشورا
قالَ الرضاعليه السلام: مَنْ كانَ عاشورا يَوْم مُصيبَتِهِ و بُكائِهِ جَعَلَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقيامَة، يَوْمَ فَرَحِهِ وَ سُرورِهِ
امام رضا عليه السلام فرمود: هر كس عاشورا را روز مصيبت و اندوه و گريه خود قرار دهد، خداوند روز قيامت را روز شادي و سرور اوقرار مي دهد بحار الانوار ج 44 ص 284
آيا مي دانيد كه
ـ در كربلا، پنج نفر از اطفال نابالغ به همراه امام حسين به شهادت رسيدند، طفل شير خوار امام، علي اصغر، عبدالله بن حسن بن علي، قاسم بن حسن بن علي، محمد بن ابي سعيد و عمر بن جناده انصاري
ـ در كربلا، يك زن بنام اُمّ وهب نمريه قاسطيه همسر عبدالله بن عمير كلبي در دفاع و حمايت از امام به شهادت رسيد
ـ در كربلا دو زن بنامهاي اُمّ عبدالله بن عمير و اُمّ عمر بن جناده در ياري امام حسين جنگيدند
ـ در كربلا اعضاي بدن سه نفر از ياران و اصحاب امام حسين تكه تكه شده است، عباس بن علي، علي بن الحسين و عبدالرحمان بن عمير
ـ در كربلا چند گروه از برادران به همراه امام به شهادت رسيدند
الف: عباس،عثمان،جعفر، ابوبكر،عبدالله، همگي از فرزندان مولا اميرالمؤمنين و برادران امام حسين بودند
ب: علي اكبر و علي اصغر از فرزندان امام حسين
ج: قاسم، ابوبكر،عبدالله از فرزندان امام حسن مجتبي
د: عون و جعفر از فرزندان حضرت زينب و عبدالله بن جعفر
ه: عبدالله و محمد از فرزندان مسلم بن عقيل
و: مسلم و عبد الرحمان و جعفر از فرزندان عقيل بن ابي طالب
ـ در كربلا سرهاي سه نفر از ياران امام حسين به سوي آن حضرت پرتاب شد، عبدالله بن عمير كلبي عمر بن جناده، عابس بن ابي شبيب شاكري
شيعه امام حسين
شيعه بايد آبها را گل كند
خط سوم را به خون كامل كند
خط سوم خط سرخ اولياست
كربلا بارزترين منظور ماست
شيعه يعني تشنه جام بلا
شيعگي يعني قيام كربلا
شيعه يعني بازتاب آسمان
بر سر ني جلوه ي رنگين كمان
از لب ني بشنوم صوت تو را
صوت « اني لا اري الموت» تو را
شيعه يعني امتزاج ناز و نور
شيعه يعني رأس خونين در تنور
شيعه يعني هفت وادي اضطراب
شيعه يعني تشنگي در شط آب

پيرامون زنان در حادثه كربلا در دو محور سخن مىتوان گفت: يكى آن كه آنان چند نفر و چه كسانى بودند، ديگر آن كه چه نقشى داشتند. زنانى كه در كربلا حضور داشتند، برخى از اولاد على«ع» بودند، و برخى جز آنان، چه از بنى هاشم يا ديگران. زينب، ام كلثوم، فاطمه، صفيه، رقيه و ام هانى، از اولاد اهل بيت عليهم السلام بودند، فاطمه و سكينه، دختران سيد الشهدا«ع» بودند، رباب، عاتكه، مادر محسن بن حسن، دختر مسلم بن عقيل، فضه نوبيه، كنيز خاص امام حسين«ع» و مادر وهب بن عبد الله نيز از زنان حاضر در كربلا بودند.(1) 5 نفر زن كه از خيام حسينى به طرف دشمن بيرون آمدند، عبارت بودند از: كنيز مسلم بن عوسجه، ام وهب زن عبد الله كلبى، مادرعبد الله كلبى، مادر عمر بن جناده، زينب كبرى«ع». زنى كه در عاشورا شهيد شد، مادر وهب بود، بانوى نميريه قاسطيه، زن عبد الله بن عمير كلبى كه بر بالين شوهر آمد و از خدا آرزوى شهادت كرد و همانجا با عمود غلام شمر كه بر سرش فرود آورد، كشته شد.
در عاشورا دو زن از فرط عصبيت و احساس، به حمايت از امام برخاستند و جنگيدند:
يكى مادر عبد الله بن عمر كه پس از شهادت فرزند، با عمود خيمه به طرف دشمن روى كرد و امام او را برگرداند. ديگرى مادر عمرو بن جناده كه پس از شهادت پسرش، سر او را گرفت و مردى را به وسيله آن كشت، سپس شمشيرى گرفت و با رجزخوانى به ميدان رفت، كه امام حسين«ع» او را به خيمهها برگرداند.(2) دلهم، دختر عمر(همسر زهير بن قين) نيز در راه كربلا به اتفاق شوهرش به كاروان حسينى پيوست. زهير بيشتر تحت تأثير سخنان همسرش حسينى شد و به امام پيوست. رباب، دختر امرء القيس كلبى،همسر امام حسين«ع» نيز در كربلا حضور داشت، مادر سكينه و عبد الله. زنى از قبيله بكر بن وائل نيز حضور داشت، كه ابتدا با شوهرش در سپاه ابن سعد بود، ولى هنگام حمله سپاهيان كوفه به خيمههاى اهل بيت، شمشيرى برداشت و رو به خيمهها آمد و آل بكر بن وائل را به يارى طلبيد.
زينب كبرى و ام كلثوم، دختران اميرالمؤمنين«ع»،همچنين فاطمه دختر امام حسين«ع» نيز جزو اسيران بودند و در كوفه و... سخنرانيهاى افشاگر داشتند. مجموعه اين بانوان، همراه كودكان خردسال، كاروان اسراى اهل بيت را تشكيل مىدادند كه پس از شهادت امام و حمله سپاه كوفه به خيمهها، ابتدا در صحرا متفرق شدند، سپس به صورت گروهى و اسير به كوفه و از آنجا به شام فرستاده شدند.
اما درباره حضور اين زنان در حادثه عاشورا بيشتر به محور«پيام رسانى» بايد اشاره كرد. البته جهات ديگرى نيز وجود داشت كه فهرست وار به آنها اشاره مىشود كه هر كدام مىتواند به عنوان«درس» مورد توجه باشد:
ـ مشاركت زنان در جهاد: شركت در جبهه پيكار و همدلى و همراهى با نهضت مردانه امام حسين و مشاركت در ابعاد مختلف آن از جلوههاى اين حضور است. چه همكارى طوعه در كوفه با نهضت مسلم، چه همراهى همسران برخى از شهداى كربلا، چه حتى اعتراض و انتقاد برخى همسران سپاه كوفه به جنايتهاى شوهرانشان مثل زن خولى.
- آموزش صبر: روحيه مقاومت و تحمل زنان- نسبت - به شهادتها در كربلا درس ديگر نهضت بود. اوج اين صبورى و پايدارى در رفتار و روحيات زينب كبرى«ع» جلوه گر بود.
ـ پيام رسانى: افشاگريهاى زنان و دختران كاروان كربلا چه در سفر اسارت و چه پس از بازگشت به مدينه پاسدارى از خون شهدا بود. سخنان بانوان، هم به صورت خطبه جلوه داشت، هم گفتگوهاى پراكنده به تناسب زمان و مكان.
ـ روحيه بخشى: در بسيارى از جنگها حضور تشويق آميز زنان در جبهه، به رزمندگان روحيه مىبخشيد. در كربلا نيز مادران و همسران بعضى از شهدا اين نقش را داشتند.
- پرستارى: رسيدگى به بيماران و مداواى مجروحان از نقشهاى ديگر زنان در جبههها، از جمله در عاشوراست. نقش پرستارى و مراقبت حضرت زينب از امام سجاد«ع» يكى از اين نمونههاست. (3)
ـ مديريت: بروز صحنههاى دشوار و بحرانى، استعدادهاى افراد را شكوفا مىسازد.
نقش حضرت زينب در نهضت عاشورا و سرپرستى كاروان اسرا، درس«مديريت در شرايط بحران» را مىآموزد. وى مجموعه بازمانده را در راستاى اهداف نهضت، هدايت كرد و با هر اقدام خنثى كننده نتايج عاشورا از سوى دشمن، مقابله نمود و نقشههاى دشمن را خنثى ساخت.

ـ حفظ ارزشها: درس ديگر زنان قهرمان در كربلا، حفظ ارزشهاى دينى و اعتراض به هتك حرمت خاندان نبوت و رعايت عفاف و حجاب در برابر چشمهاى آلوده است. زنان اهل بيت، با آن كه اسير بودند و لباسها و خيمههايشان غارت شده بود و با وضع نامطلوب در معرض ديد تماشاچيان بودند، اما اعتراض كنان، بر حفظ عفاف تأكيد مىورزيدند. ام كلثوم در كوفه فرياد كشيد كه آيا شرم نمىكنيد براى تماشاى اهل بيت پيامبر جمع شدهايد؟
وقتى هم در كوفه در خانهاى بازداشت بودند، زينب اجازه نداد جز كنيزان وارد آن خانه شوند. در سخنرانى خود در كاخ يزيد نيز بر اينگونه گرداندن بانوان شهر به شهر، اعتراض كرد:«ا من العدل يابن الطلقاء تخديرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول الله سبايا قد هتكت ستورهن و ابديت وجوههن يحدو بهن الأعداء من بلد الى بلد و يستشرفهن اهل المناهل و المعاقل و يتصفح وجوههن القريب و البعيد و الغائب و الشهيد...»(4) و نمونههاى ديگرى از سخنان و كارها كه همه درسآموز عفت و دفاع از ارزشهاست.
ـ تغيير ماهيت اسارت: اسارت را به آزادى بخشى تبديل كردند و در قالب اسارت، به اسيران واقعى درس حريت و آزادگى دادند.
ـ عمق بخشيدن به بعد عاطفى و تراژديك كربلا: گريهها، شيونها،عزادارى بر شهدا و تحريك عواطف مردم، به ماجراى كربلا عمق بخشيد و بر احساسات نيز تأثير گذاشت واز اين رهگذر، ماندگارتر شد.

أثني علي الله أحسن الثناء و أحمده علي السراء و الضراء اللهم إني أحمدک علي أن أکرمتنا بالنبوة و علمتنا القرآن وفقهتنا في الدين و جعلت لنا أسماعاً و أبصاراً و أفئدة و لم تجعلنا من المشرکين. أما بعد، فإني لا أعلم أصحابا أولي و لا خيراً من أصحابي و لا أهل بيت أبر و لا أوصل من أهل بيتي فجزاکم الله عني جميعا خيراً. و قد أخبرني جدي رسول الله(ص) بأني سأساق إلي العراق فأنزل أرضاً يقال لها: عمورا و کربلا و فيها استشهد و قد قرب الموعد.
ألا و إني أظن يومنا من هؤلاء الأعداء غداً و إني قد أذنت لکم فانطلقوا جميعاً في حل ليس عليکم مني ذمام، و هذا الليل قد غشيکم فاتخذوه جملاً و ليأخذ کل رجل منکم بيد رجل من أهل بيتي فجزاکم الله جميعا خيراً و تفرقوا في سوادکم و مدائنکم، فإن القوم إنما يطلبونني و لو أصابوني لذهلوا عن طلب غيري.
حسبکم من القتل بمسلم اذهبوا قد أذنت لکم.
... إني غداً أقتل و کلکم تقتلون معي و لا يبقي منکم أحداً حتي القاسم و عبدالله الرضيع.
حسين بن علي(عليهما السلام ) نزديک غروب تاسوعا پس از آن که از طرف دشمن مهلت داده شد( يا پس از نماز مغرب) در ميان افراد بني هاشم و ياران خويش قرار گرفت و اين خطابه را ايراد نمود:
" خدا را به بهترين وجه ستايش کرده و در شدايد و آسايش و رنج و رفاه در مقابل نعمت هايش سپاسگزارم. خدايا! تو را مي ستايم که بر ما خاندان، با نبوت، کرامت بخشيدي و قرآن را به ما آموختي و با دين و آيين آشنايمان ساختي و به ما گوش( حق شنو) و چشم( حق بين) و قلب( روشن) عطا فرمودي و از گروه مشرک و خدانشناس نگرداندي.
اما بعد، من اصحاب و ياراني بهتر از ياران خود نديدم و اهل بيت و خانداني باوفاتر و صديق تر از اهل بيت خود سراغ ندارم. خداوند به همه شما جزاي خير دهد".
آن گاه فرمود:" جدم رسول خدا(ص) خبر داده بود که من به عراق فراخوانده مي شوم و در محلي به نام عمورا و کربلا فرود آمده و در همان جا به شهادت مي رسم و اکنون وقت اين شهادت رسيده است. به اعتقاد من همين فردا، دشمن جنگ خود را با ما آغاز خواهد نمود و حالا شما آزاد هستيد و من بيعت خود را از شما برداشتم و به همه شما اجازه مي دهم که از اين سياهي شب استفاده کرده و هر يک از شما دست يکي از افراد خانواده مرا بگيرد و به سوي آبادي و شهر خويش حرکت کند و جان خود را از مرگ نجات بخشد؛ زيرا اين مردم فقط در تعقيب من هستند و اگر بر من دست يابند با ديگران کاري نخواهند داشت، خدا به همه شما جزاي خير و پاداش نيک عنايت کند!"
آخرين آزمايش
حسين بن علي(عليهما السلام ) که در طول راه از مدينه تا کربلا و در موارد مختلف، شهادت خويش را اعلام نموده و به يارانش اجازه مرخصي داده و بيعت را از آنان برداشته بود، درشب عاشورا و براي آخرين بار نيزاين موضوع را با صراحت مطرح نمود که " قد قرب الموعد؛ يعني هنگام شهادت فرا رسيده است" و من بيعت خود را از شما برداشتم، از تاريکي شب استفاده کنيد و راه شهر و ديار خويش را پيش بگيريد.
اين پيشنهاد در واقع آخرين آزمايش بود از سوي آن حضرت و نتيجه اين آزمايش، عکس العمل ياران آن بزرگوار بود که هر يک با بيان خاص، وفاداري خود را به آن حضرت و استقامت و پايداري خويش را تا آخرين قطره خون اعلام داشتند و بدين گونه از اين آزمايش روسفيد و سرفراز بيرون آمدند.
حال پاسخ چند تن از اين ياران باوفا و اهل بيت صديق و باصفا:
1- اولين کسي که پس از سخنراني امام(ع) لب به سخن گشود برادرش عباس بن علي(ع) بود. او چنين گفت:" لا أرنا الله ذلک أبدا؛ خدا چنين روزي را نياورد که ما تو را بگذاريم و به سوي شهر خود برگرديم."
2- آن گاه ساير افراد بني هاشم در تعقيب گفتار حضرت ابوالفضل و در همين زمينه سخناني گفتند که امام نگاهي به فرزندان عقيل کرد و چنين گفت:" حسبکم من القتل بمسلم اذهبوا قد أذنت لکم؛ کشته شدن مسلم براي شما بس است، من به شما اجازه دادم برويد."
آنان در پاسخ امام چنين گفتند: در اين صورت اگر از ما سؤال شود که چرا دست از مولا و پيشواي خود برداشتيد چه بگوييم؟ نه، به خدا سوگند! هيچ گاه چنين کاري را انجام نخواهيم داد؛ بلکه ثروت و جان و فرزندانمان را فداي راه تو مي کنيم و تا آخرين مرحله در رکاب تو مي جنگيم.
3- يکي ديگر از اين سخنگويان، مسلم بن عوسجه بود که چنين گفت: ما چگونه دست از ياري تو برداريم؟ در اين صورت در پيشگاه خدا چه عذري خواهيم داشت؟ به خدا سوگند! من از تو جدا نمي شوم تا با نيزه خود سينه دشمنان تو را بشکافم و تا شمشير در اختيار من است با آنان بجنگم و اگر هيچ سلاحي نداشتم با سنگ و کلوخ به جنگشان مي روم تا جان به جان آفرين تسليم کنم.
4- يکي ديگر از ياران آن حضرت سعد بن عبدالله بود که چنين گفت: به خدا سوگند! ما دست از ياري تو برنمي داريم تا در پيشگاه خدا ثابت کنيم که حق پيامبر را درباره تو مراعات نموديم. به خدا سوگند! اگر بدانم که هفتاد مرتبه کشته مي شوم و بدنم را آتش زده و خاکسترم را زنده مي کنند، باز هم هرگز دست از ياري تو برنمي دارم و پس از هر بار زنده شدن به ياري ات مي شتابم؛ در صورتي که مي دانم اين مرگ يک بار بيش نيست و پس از آن نعمت بي پايان خداست.
5- زهيربن قين چنين گفت: يابن رسول الله! به خدا سوگند! دوست داشتم که در راه حمايت تو هزار بار کشته، باز زنده و دوباره کشته شوم و باز آرزو داشتم که با کشته شدن من، تو يا يکي از اين جوانان بني هاشم از مرگ نجات يابيد.
6- درهمين ساعت ها بود که خبر اسارت فرزند محمد بن بشيرحضرمي( يکي از ياران آن حضرت) به وي رسيد. امام به او فرمود: تو آزادي، برو و در آزادي فرزندت تلاش بکن.
محمد بن بشير گفت: به خدا سوگند! من هرگز دست از تو برنمي دارم! و اين جمله را نيز اضافه نمود: درندگان بيابان ها مرا قطعه قطعه کنند و طعمه خويش قرار دهند اگر دست از تو بردارم.
امام چند قطعه لباس قيمتي به او داد تا در اختيار کساني که مي توانند در آزادي فرزندش تلاش کنند قرار دهد.
آن گاه که حسين بن علي(عليهما السلام) اين عکس العمل را از افراد بني هاشم و صحابه و يارانش ديد و آن کلمات و جملاتي که دليل بر آگاهي و احساس مسؤوليت و وفاداري آنان به مقام امامت بود، شنيد در ضمن دعا براي آنان" جزاکم الله خيرا؛ خدا به همه شما پاداش نيک عنايت کند" قاطعانه و صريح فرمود: إني غداً أقتل و کلکم تقتلون...؛ من فردا کشته خواهم شد و همه شما، و حتي قاسم و عبدالله شيرخوار، نيز با من کشته خواهند شد."
همه ياران آن حضرت با شنيدن اين بيان يک صدا چنين گفتند: ما نيز از خداي بزرگ سپاسگزاريم که با ياري تو به ما کرامت و با کشته شدن در رکاب تو به ما عزت و شرافت بخشيد. اي فرزند پيامبر! آيا ما نبايد خشنود باشيم از اين که در بهشت با تو هستيم؟
طبق نقل خرائج راوندي امام پرده را از جلو چشم آنان کنار زد و يکايک آنان محل خود و نعمت هايي که در بهشت برايشان مهيا شده است مشاهده نمودند.
منبع : کتاب سخنان حسين بن علي عليهما السلام ، از مدينه تا کربلا ، محمد صادق نجمي ، ص 198.
مراسم سینه زنی امام حسین(ع)
به نام خدا
من از طرف خودم و همه ي بچه هاي کلاس سوم رايانه
فرا رسيدن ماه محرم و شهادت امام "حسين" (ع) و "هفتاد و دو تن" از
ياران آن حضرت را به شما و خانواده ي محترمتان تسليت عرض مي نمايم.

با عرض سلام خدمت شما عزیزان وبا امید به اینکه از وبلاگ من خوشتون بیاد لطفا بعد از بازدید نظرات خودتون رو بدید اگه پیشنهاد یا انتقادی دارید به من بگید چشمهایت را به روی دلتنگی ها ببند. به روی حسرت ها و فاصله ها...
اگر الفبای عشق، مرا یاری نماید می خواهم از لحظه های غریب تنهایی ات
شعری نو بسازم و پیش کش چشمان دریایی ات نمایم. در میان شعرهایم
کلماتی آرام خفته اند که محتاج محبت اند.
پس بیا یاریم کن تا به آهنگ دلت زیبا بسرایم.
مقدم قلب پاک و پر احساست را به این سرای دوستی به دیده ی منت می نهم.
*****
برای دخترم نیلوفر...
دختـــــرم، نیلـوفــــرزیبــای مــن عطر تو پیچیده در دنیای من
تــو گلـــی، آرامـش جــان منــــی تا سحر امشب تو مهمان منی
بستــرم را امشبــی گـل بستــه ام با گل نیلوفــرآذیــن بستــه ام
می نویسـم امـشب از چشمـان تـو ای فــدای گرمــی لبهای تـــو
چشم مستت خواب خوابم می کنـد از غم و غمها رهایم می کـند
دوسـت دارم بـوسـه بارانـت کنـم ای گـل نیلوفـر،آرامـت کنــم
دوست دارم با لای لای قصه هـا با شمیم نستـــرن خوابـت کنم
*****
به گزارش راديو بينالمللي فرانسه، سام اودوروگوبويه سخنگوي سازمان هواپيمايي غيرنظامي نيجريه گفت يك فروند هواپيماي DC-9 با 110 سرنشين كه از شهر آبوجا پايتخت نيجريه به پورت هاركورت پرواز كرده بود هنگام فرود در فرودگاه پورت هاركورت نتوانست در باند فرود آيد و سرنگون شد و آتش گرفت.
در اين سانحه 103 سرنشين اين هواپيما كه متعلق به شركت هوايي سوسوليسو ايرلاينز بود در شعلههاي آتش سوخته و جان سپردند. تنها 7 نفر زنده ماندهاند كه در بيمارستان بستري شدهاند
رویترز در خصوص این ماجرا می نویسد: ولف گانگ اوارات از داوران سابق بین المللی فوتبال از جامعه بین المللی در خواست کرده است که به دلیل اظهارات محمود احمدی نژاد در خصوص انتقال اسرائیل به منطقه ای در اروپا، این کشور را از حضور در جام جهانی محروم سازد.
اوارات که از اعضای تیم برنده جام جهانی آلمان غربی در سال 1974 است مدعی شد که فیفا باید بحث ممانعت از حضور ایران در جام جهانی به دلیل اظهارات محمود احمدی نژاد را مورد بررسی قرار دهد.
این داور آلمانی در ادامه سخنانش گفت: چنین اظهاراتی از جانب یک مقام عالی رتبه یک کشور می تواند باعث خروج این کشور را از صحنه مسابقات جام جهانی شود
به گزارش بي.بي.سي ، پليس گفت يو هاگينو، معلم 23 ساله يك مدرسه خصوصي در شهر يوجي در استان كيوتو، به اتهام قتل اين دختر مدرسه اي دستگير شده است.
يو گفت به اين دليل دختر را كشته كه با او مشاجره كرده بود.
رسانه هاي محلي گفتند متهم ادعا کرده دختر او را مسخره كرده بود. پليس گفت دوربين مخفي كلاس پيش از اين جنايت از كار انداخته شده بود
اسوالد سانچس هم با مارکز هم عقيده است: «باور دارم که با خوششانسى در اين گروه قرار گرفتيم اما هيچ تضمينى وجود ندارد تمام حريفان ما خطرناک هستند. باتوجه به آمار، تکليف پرتغال روشن است آنگولا را نمىتوان دست کم گرفت، آنها نيجريه را کنار زدند. ايران هم هميشه در رقابتهاى جامجهانى تيم خوبى است».
بورگتى مهاجم مکزيک که در بولتون انگليس بازى مىکند و به زوروى صحرا شهرت دارد مىگويد: «به اين گروه اطمينان فراوانى دارم ما بايد از تمام توانمان استفاده کنيم و به عنوان تيم اول به يک هشتم نهايى برويم».
دومين بازى ايران روز 27 خرداد مقابل پرتغال و در ورزشگاه اصلى شهر فرانکفورت برگزار مىشود. لوئيز فيليپه اسکولارى (فيل بزرگ) سرمربى برزيلى پرتغال در مورد گروهD مىگويد: قرعه متعادلى است. نمىتوانيم نسبت به اين قرعه شکايت کنيم هر تيمى بايد خود را در داخل زمين خوشبخت کند. هيچ تيمى نمىتواند بگويد در يک گروه بسيار راحت قرار گرفتهايم». فرناندو ميرا مدافع تيمملى پرتغال هم در مورد همگروهى با ايران، آنگولا و مکزيک گفته: «بازىهاى جالبى مىشود. من در آنگولا دوستان بسيارى دارم و اين ديدار برايم جذاب خواهد بود».
گيلبرتو ماديل رئيس فدراسيون فوتبال پرتغال نگاهى منطقى به قرعهکشى دارد: «نه تنها مکزيک که در سيدبندى سرگروه بود بلکه ايران و آنگولا هم جزو تيمهاى باکيفيت محسوب مىشوند.»
سومين ديدار ايران روز 31 خرداد در لايپزيک مقابل آنگولاست. لوييز اوليورا گونزالس سرمربى اين تيم به پيروزى تيمش مقابل ايران مطمئن است: «باوجود آنکه ايران يک رقيب قوى است اما مىتوانيم اين تيم را شکست دهيم! در گروه ما پرتغال نامزد اصلى صعود است و رسيدن به مرحله دوم کار سختى است. به اعتقاد من ايران، مکزيک و آنگولا تقريباً در يک سطح بازى مىکنند و هدف ما صعود به مرحله يک هشتم نهايى است.» گونزالس تاکيد کرده که قصد دارد با تهيه فيلم ويديويى بازىهاى ايران از کيفيت بازى ما مطلع شود اين مسأله نشان مىدهد که او از تيم ما شناخت چندانى ندارد.
مکث
پيتر هايده کارشناس و دبير بخش ورزشى خبرگزارى آلمان(dpa) در مورد قرعه ايران مىگويد: «شما در گروه دشوارى قرار داريد. پرتغال تيم نيرومندى است و بازيکنان بزرگى دارد. آنگولا از بازيکنان باانگيزه و محکمى برخوردار است و سرانجام مکزيک که مهاجمان خطرناکى دارد و در جام کنفدراسيونها هم خودنمايى کرد. به نظر من ايران بيست تا 25 درصد شانس صعود دارد».



.gif)
.gif)

















