تبليغاتX
نسل جوون - مادر
شنبه 26 فروردین1385
مادر
مادر

بيچاره مادر ! گفتم : مادر ! گفت : جانم ! گفتم :درد دارم . گفتا :به جانم . گفتم :خسته ام ! گفت :پريشانم . گفتم :کجا بخوابم ؟ گفت :روی چشمانم . گفتم : گرسنه ام ! گفتا: بخور نانم . ........واما يکبار هم نگقتم : هاي های مادر من ! من خوبم . خوشبختم . شادم ..... يکبار هم نگفتم . همه اش از درد گفتم ...... .............همه اش هز رنج گفتم . هی وای مادرم .........ای وای مادرم !

نوشته شده توسط رامین در 12:53 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب